حرم فلش - کد وبلاگ ثانیه شمار فلش
ایران بزرگ
 

دوستان نکنید این کارها رو! چرا هر شایعه و حرفی رو که در واتس آپ و لاین و ویچت و هزارتا سایت و نرم افزار مشابه دیگه می خونید بدون تحقیق در مورد صحت اونها لایک و بازنشر می کنید؟ چرا هر شوخی و به اصطلاح جوک ناموسی و قومی و مذهبی رو به صرف اینکه یک خنده آنی روی لبتون می یاد تکثیر می کنید؟ یعنی نمی تونید چهار تا شوخی سالم که به کسی توهین نشه درست کنید؟ یعنی نمی تونید وقتی یک مطلبی رو می خونید که ممنکه شبهه آور باشه قبل از اینکه لایکش کنید یک سرچ ساده راجبش بزنید؟ آخه شماها که دائم توی اینترنت هستید مثلاً!!! 

ببینید سه تا مثال می زنم! 

یک عکسی توی این شبکه های اجتماعی منتشر شده که می گن عکس آیت الله جنتی است در حال بوسیدن دست فرح پهلوی!!! این عکس سال 1355 در لاهیجان انداخته شده و روحانی درباری که در حال بوسیدن دست ملکه فاسد پهلوی می باشد شخصی بوده به نام اکبر نخعی که با پیروزی انقلاب به خارج فرار کرد . در زمان گرفته شدن این عکس آیت الله جنتی احتمالاً یا در بازداشت بوده یا در تبعید چون دوره مبارزات ایشان با رژیم ستم شاهی از خیلی قبل تر از اینها آغاز شده بوده است! 

می گویند تیم ملی فوتبال فلسطین از شش بازیکن اسرائیلی در جام ملت های آسیا استفاده کرده و عمداً هم دیدار دوستانه اش با تیم ملی ایران قبل از جام ملت های آسیا را کنسل کرده است! اولاً فدراسیون فوتبال فلسطین طی نامه ای رسمی از فدراسیون فوتبال ایران رسماً عذرخواهی کرد و دلیل آن را خستگی بیش از حد تیم بعد از اردوی چین عنوان نمود . بعدش هم این تیم حدود سه سال و نیم قبل با تیم ملی کشورمان بازی کرده بود که در آن بازی 7-0 باخته بودند پس بازی کردن یا نکردن با تیم فلسطین چیزی به ارزش های خیلی زیاد! تیم ملی فوتبال ما اضافه نمی کرده . سوماً در بین اسامی تیم ملی فوتبال فلسطین حاضر در جام ملت های آسیا 2015 فقط سه نام غیر عربی به چشم می خورد ، یکی از آنها الکسیس نورامبوئنا است که تابعیت دوگانه فلسطینی-شیلیایی دارد . دیگری جاکا ابیشه است که از پدری فلسطینی و مادری اسلوونیایی متولد شده و سومی هم محمد عید است که فلسطینی-سوئدی می باشد . بقیه بازیکنان تیم تماماً عرب بوده اند و اگر هم چند تایی از آنها پاسپورت اسرائیلی داشته اند حتماً به این خاطر بوده که بتوانند در اراضی اشغالی سال 1948 تردد نمایند! 

جدیداً می گویند که در دین اسلام گرفتن ناخن در شب مکروه است و دلایل علمی بی سر و تهی هم برایش می تراشند! در دین اسلام گرفتن ناخن و کلاً نظافت بدن از واجبات است و بویژه در خصوص گرفتن ناخن در روز جمعه توصیه شده است اما هیچ روایت معتبری وجود ندارد که بین ناخن گرفتن در شب و روز فرق گذاشته شده باشد!

بنده به منبع خاصی در خصوص جوابیه های بالا اشاره نمی کنم چون چاره پیدا کردن این منابع یک سرچ ساده در گوگل است و اگر حرف بنده را قبول ندارید خودتان بروید سرچ کنید! ... نفهمیدم! چطور شد حرف آنها را باور می کنید ، به بنده که می رسید قبول نمی کنید؟! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 بهمن1393ساعت 20:58  توسط امین  | 
 

جنگ سوریه ( در شش ماه گذشته ) 

در شش ماه گذشته اوضاع جنگ در سوریه تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته ، صدها نیروی ارتش سوریه و داوطلبان شیعه و حزب الله لبنان در میدان های نابرابر نبرد این کشور به شهادت رسیده اند (نکته ای که رسانه های ما کمتر به آن اشاره می کنند و فقط آمار تلفات هر روزه تروریست ها را می دهند) و بر خلاف وعده ای که آقای بشار اسد در اوایل سال میلادی گذشته داده بود ، جنگ در این کشور نتنها تمام نشده بلکه در کوتاه مدت هم نمی توان پایانی برایش متصور بود! می دانید چرا؟ چون با همه تبلیغات کاذبی که کشورهای غربی-عربی بر علیه تروریسم به راه انداخته اند و در واقع به این عنوان سوار بر موج جدیدی از اسلام هراسی گردیده اند ، اصلاً دلشان نمی خواهد محور مقاومت ضد رژیم صهیونیستی از مسئله سوریه آسوده گردد ، بنابراین در پس بیلبوردها و تابلوهای ضد تروریسمشان همچنان به ارسال سلاح و نیروهای تازه نفس به گروه های به ادعای خودشان میانه رو تروریست ها ادامه می دهند و گروه هایی هم که حاضر به نشستن سر میز مذاکره با دولت سوریه می شوند گروه هایی هستند که عملاً در میدان های نبرد حضور چندانی ندارند و تعدادشان از چند ده نفر تا حداکثر چند صد نفر می باشد که خیلی هنر کرده باشند هر کدامشان یکی-دو شهر و روستا را از چنگ گروه های افراطی و مخالف مذاکره حفظ کرده اند! 

اما برای اینکه بیشتر پی به واقعیت و حقایق میدانی جنگ سوریه ببرید باید به نقشه های نچندان دقیق سایت ویکیپدیا استناد کرد! نقشه هایی که شاید خطوط و حدود ترسیم شده بین جناح های مختلف درگیر در سوریه در آن چندان معتبر نباشد اما دقتش در نشان دادن تسلط این جناح ها بر شهرها و نقاط استراتژیک را نمی توان کتمان کرد! البته گوشه چشمی هم خواهیم داشت به کشور عراق که دیگر نمی شود میدان های جنگ آن را از سوریه چندان تفکیک کرد! ما در اینجا از دو نقشه استفاده می کنیم! اولی مربوط به 16 ژوئن 2014 می باشد و نقشه دوم اوضاع تقریبی جنگ در 28 ژانویه 2015 را نشان می دهد . 

 

 

(برای مشاهده نقشه های بالا در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید) حتی بدون کلیک کردن هم می توان تشخیص داد که اوضاع در هر دو کشور طی این مدت چطور پیش رفته است! 

البته در کشور عراق ، نقشه 16 ژوئن 2014 مربوط به اوایل ترک تازی های داعش می باشد و آنها پس از این تاریخ در استان های صلاح الدین و الانبار و اربیل و کرکوک و دیالی پیشروی های خیلی بیشتری هم داشتند که توسط نیروهای ارتش و پیشمرگه و داوطلبان مردمی عقب رانده شدند . 

 

 

اما در سوریه ، جنگ وارد سال چهارم خود شده و طرفین درگیر آب دیده شده اند ، حمله و نفوذ در مواضع یکدیگر بسیار سخت و توان فرسا شده و در این بین ارتش سوریه و نیروهای شیعه یاور آن بشدت با کمبود نیرو مواجه می باشند . در نتیجه وقتی تروریست ها رخنه مناسبی را در دل مواضع آنها بدست می آورند قبل از بسته شدن رخنه نهایت بهره برداری را می نمایند اما در مقابل هر تروریستی که کشته می شود ده تا جایش را می گیرند و پیشروی برای نیروهای دولتی را آنچان سخت می کنند که برای آزادسازی هر متر و هر ساختمان از خاک سوریه باید جنگی جداگانه داشته باشند! 

 

 

خب ، حالا می خواهیم سوریه را به چند جبهه اصلی تقسیم کنیم تا راجب تحولات شش ماه گذشته هر کدامشان توضیح مختصری بدهم : 

 

 

جبهه جنوب (استان های دمشق-درعا-قنیطره) : در این منطقه همانطور که در نقشه ها مشاهده می کنید تروریست هایی که مستقیماً از خاک فلسطین اشغالی تغذیه و پشتیبانی می شوند و حتی مجروحانشان را در بیمارستان های اسرائیلی درمان می کنند ، بدجور عرصه را بر ارتش سوریه تنگ کرده اند! همین چند روز پیش شهر شیخ مساکین و پادگان تیپ 82 ارتش سوریه سقوط کرد و حالا تروریست ها فقط یک گام دیگر تا محاصره کردن شهر درعا فاصله دارند . کمبود نیروهای ارتش در این جبهه نسبت به جبهه های دیگر بسیار محسوس تر است چون بین استان های سوریه ، مردم این استان بیشتر به گروه های تندرو تمایل نشان می دهند و حتی از سال ها پیش از آغاز جنگ هم این استان پایگاه اصلی اخوان المسلمین سوریه محسوب می شده ، به همین خاطر ارتش در این استان نیروی بومی مورد اعتماد کمی در اختیار دارد و مجبور است از سایر مناطق به اینجا نیرو بفرستد . 

در غوطه شرقی (حومه دمشق) هم درگیری های سنگینی در محورهای مختلف در جریان می باشد . ارتش در این مدت موفق شده ملیحه و عدرا البلد را بطور کامل و بخش هایی از جوبر و عین ترما را پاکسازی نماید اما تراکم بالای نیروهای مخالف در این جبهه که با کوچکترین نشانه ضعف از سوی ارتش به داخل دمشق سرازیر خواهند شد ، نبرد در این جبهه را بسیار سخت نمود . 

با این حال خطر اصلی در مناطق جنوبی را باید در جنوب غربی استان دمشق جستجویی کرد . جایی که ارتش سوریه به سختی تلاش می کند تا مانع از تسلط تروریست ها بر شهر سعسع شود . شهری که سقوط آن نتنها باعث محاصره شدن نیروهای ارتش در مرکز قنیطره می شود بلکه سه جبهه قنیطره ، بیت جین و خان شین را به هم متصل کرده و تهدیدی جدید را از سمت جنوب متوجه شهر دمشق می نماید و وای به روزی که بدترین تروریست های مستقر در شهرک داریا در جنوب دمشق نیروی کمکی دریافت کنند که شهر را به آتش خواهند کشید!  

 

 

جبهه حلب : ارتش سوریه کمی بعد از تاریخ نخست تسلطش بر شهرک صنعتی شیخ نجار را کامل کرد و پس از آن در تلاش بوده تا شهر حلب را از شمال دور بزند . در این جبهه بخصوص نیروهای شیعه تیپ فاطمیون که اشتیاق زیادی برای شکستن خط محاصره نبل و الزهرا دارند رشادت های فراوانی نشان داده اند اما برخی ناهماهنگی ها و کمبودهای لجستکی باعث شده تا این نیروها شهدای فراوانی هم بدهند و با هر بار پیشروی های برق آسایشان زیر شدیدترین ضد حملات تروریست های مجهز جبهه حلب قرار گیرند .  نیروهای شیعه مدافع نبل و الزهرا هم در این مدت سنگین ترین حملات را در طول سه سال محاصره شان تجربه کرده اند . هر بار که نیروهای شیعه از سمت حلب یک گام به این منطقه پیش رفته اند ، شدت حملات تروریست های تشنه به خون مردم این مناطق بیشتر شده است . البته در این جبهه در همان اوایل پس از تاریخ نخست تروریست های داعشی هم پیشروی هایی داشتند و قصدشان تسلط کامل بر حلب بود اما با توجه به درگیری هایی که در منطقه کوبانی پیش آمد و آنجا به قتلگاه تروریست های داعشی تبدیل کرد ، آنها در چند ماه اخیر در این جبهه خیلی فعال نبوده اند و بجز چند درگیری مختصر با سایر گروه های تروریستی ، حرکتی از خود نشان نداده اند . 

 

 

جبهه ادلب : در این جبهه بزرگترین ضربه به ارتش سوریه وارد شد و تعداد زیادی از نیروها و ادوات ارتش سوریه که مدتها بود در پادگان های اطراف شهر معره النعمان به محاصره افتاده بودند زیر حملات سنگین تروریست ها از بین رفتند . هر چند تعداد کمی از این نیروها موفق شدند خودشان را به مورک رسانده و نجات یابند . اما دیگر تحول مهم در این منطقه تلاش تروریست های جبهه النصره برای ایجاد یک امارت مستقل مثل داعشی ها بود که باعث شد با سایر گروه ها درگیر شده و آنها را از تعدادی از شهرها و روستاهای ادلب (بخصوص منطقه جبل زاویه در جنوب غرب استان) بیرون کنند . با این وجود همکاری تروریست های النصره و گروه های دیگر در سایر جبهه ها بر علیه ارتش سوریه همچنان ادامه دارد!!! 

 

 

منطقه رقه : استان رقه به عنوان مرکز خلافت تروریست های داعشی الان بطور کامل تحت کنترل آنهاست . شش ماه قبل تعدادی از نیروهای ارتش در پادگان های لشکر 17 ، تیپ 93 و فرودگاه طورا ، مقاومت می کردند اما پیش از آنکه داعشی ها حملاتشان به جبهه کوبانی در شمال غرب استان را آغاز کنند این سه منطقه را اشغال کرده و همه ارتشی ها را کشتند چه آنهایی را مقاومت کردند و چه آنهایی را که تسلیم شدند . صدها نیروهای ارتش در این حملات وحشیانه سلاخی شدند . 

 

 

منطقه دیرالزور : شش ماه قبل استان دیرالزور عرصه نبردهای سنگین بین داعشی ها و سایر گروه های تروریستی و مخالف دولت سوریه بود . هرچند این نبردها روزهای پایانی خود را سپری می کرد و باقی مانده گروه های رقیب داعش کمی بعد از ثبت این نقشه با خلافت آنها بیعت کردند و داعشی ها هم صدها نفر از جوانان عشیرهایی را که با آنها جنگیده بودند قتل عام نمودند . حالا در دیرالزور داعش تنها حریف نیروهای ارتش سوریه است . نیروهایی که خودشان که در محاصره هستند ، بخشی از تروریست ها را هم در محلات مرکزی شهر محاصره کرده و تلاش دارند ارتباط آنها با ساحل آن سوی رودخانه را قطع نمایند! داعشی ها در دو-سه ماه اخیر حملات سنگینی به فرودگاه دیرالزور داشتند و حتی تا روی باندهای فرودگاه هم رفتند اما با رشادت نیروهای ارتش سوریه این حملات ناکام مانده و در چند هفته اخیر نیروهای دولتی کمربند امنیتی گرد فرودگاه را وسعت بخشیده اند که تنها راه ارتباط آنها با آن سوی کشور می باشد! 

 

 

منطقه حسکه : با این کردها در مناطق شمالی استان حلب هم حضوری فعال دارند اما کانون اصلی قدرتشان در استان حسکه است . جایی که مردم نیمه شمالی آن تماماً کرد هستند .  اما تروریست های داعشی با بهره برداری از همین تفاوت قومی مردم شمال و جنوب استان توانسته اند تسلطشان بر مناطق عرب نشین جنوبی را گسترش دهند .  در حال حاضر دو شهر عمده استان یعنی حسکه و قامشلی نسبتاً امن هستند و با وجود پاره ای اختلافات و زد و خوردهای پراکنده که در یکی-دو هفته اخیر متاسفانه بیشتر شده ، این دو شهر سایر مناطق شمالی استان به طور مشترک توسط اارتش سوریه و کمیته های دفاع مردمی کردها اداره می شوند . با این حال داعشی ها به شکل خطرناکی در شش ماه گذشته به این دو شهر نزدیک شده اند و اگر اختلاف درگیری بین کردها و ارتش بالا بگیرد هیچ بعید نیست این منطقه هم به سرنوشت کوبانی دچار گردد . 

البته تروریست های داعش در جبهه کوبانی متحمل تلفات سنگینی شده و در روزهای اخیر از آن عقب نشینی کرده اند ، با این حال شهری که عربها به آن عین العرب می گفتند بشدت ویران شده و بمب های ضد داعشی ائتلاف به آن بیشتر از خود تروریست ها آسیب رسانده است! 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 بهمن1393ساعت 19:57  توسط امین  | 
 

چند روز قبل شخصی از بنده پرسید : " اسلام برای ما چه کرده؟ پیامبر و امام ها که همه عرب بوده اند ، قرآن که عربی است ، اصلاً اسلام مال عربهاست . چه فایده ای برای ما داشته که اینطور به آن چسبیده ایم؟" و هیچ نگفتم! چه بگویم؟ نه بنده سخنور قابلی هستم و نه آن شخص کسی بود که با حرف کسی مثل بنده قانع شود! 

در این دو سه روز گذشته سرگرم خواندن کتاب "من زنده ام" بودم . خاطرات دوران اسارت خانم معصومه آباد در چهار سال نخست جنگ تحمیلی . و متوجه شدم سئوالی را که آن شخص از بنده پرسیده بود ، سی و چهار سال قبل بازجوها و شکنجه گران بعثی از یک دختر هفده سال امدادگر می پرسیدند (اسلام و قرآن مال ما عربهاست به شما چه ربطی دارد؟ جنگ امام حسین(ع) جنگ عرب با عرب بود ، به شما چه ربطی دارد و ...) و خانم آباد در آن شرایط پاسخ آن بعثی ها را می داد حتی اگر واکنششان نیشخند و شکنجه بیشتر بود! 

براستی چه اتفاقی افتاده که منطق سی و چهار سال بیش سفاکان بعثی منتقل جوان امروز ایرانی شده؟ جوانی که شاید اگر سال تولدش را می پرسیدم متولد همان سال پنجاه و نه بود! 

و براستی چه اتفاقی افتاده که نمی توانم و نمی خواهم جواب سئوالی را به یک هم سن و سال خودم که فقط رابطه کاری با هم داریم بدهم که آن دختر خانم با سنی تقریباً نصف سن بنده ، آنطور جواب آن کسانی را می داد که می توانستند حکم مرگش را صادر کنند چون حتی اسمش هم در لیست صلیب سرخ از اسرای ایرانی ثبت نشده بود! 

+ نوشته شده در  شنبه 24 آبان1393ساعت 18:55  توسط امین  | 

(ادامه گزارش نهایی)

والیبال :

رسیدیم به رشته های طلایی . خب مطمئناً همه در جریان عملکرد خوب تیم ملی والیبال در این چند ساله هستید و همه از این تیم انتظار کسب مدال طلای بازی های آسیایی را داشتند . اما به هر حال تیم بعد از چندین ماه اردوی پیاپی و حضور در رقابت های سنگین جهانی ، حسابی خسته بود و واقعاً از جان مایه گذاشت تا به این موفقیت نیز نائل شد . تیم ملی والیبال ما حالا هدف جدیدی را دنبال می کند ؛ راهیابی و موفقیت در المپیک ۲۰۱۶ ریودوژانیرو برزیل .

تیر و کمان :

برای دوستانی که در جریان نیستند مجدداً توضیح می دهم ؛ تیر و کمان رشته های مختلفی دارد که دو رشته اش مهمتر و معتبر تر است ، یکی ریکرو و دیگری کامپوند . در هر دو رشته کره جنوبی بهترین تیم دنیاست منتها تفاوتش این است که در ریکرو کره جنوبی مطلقاً بهترین تیم دنیاست و در بازی های المپیک و جهانی و آسیایی هیچ وقت به تیم های دیگر اجازه کسب مدال های طلای این بخش را نمی دهد . اما در کامپوند فاصله بهترین تیم های دنیا با کره جنوبی خیلی کم است و مدال های این رشته بین کشورهای مختلف توزیع می شود . اما ریکرو و کامپوند در ایران هم شرایط متفاوتی دارد . در ریکرو ما در سطح جهان حرفی برای گفتن نداریم و جزو تیم های نخودی محسوب می شویم در حالی که در کامپوند یکی از همان تیم خوب های جهان هستیم! اما در بازی های المپیک و آسیایی همواره این سنت برقرار بود که مسابقات تیر و کمان فقط در مواد ریکرو برگزار می شد و در نتیجه شرکت کننده ما هم در هیچ دوره ای موفق به درخشش و کسب مدال نشده بودند . اما امسال سنت شکنی شد و علاوه بر مواد ریکرو ، مواد کامپوند هم به بازی های آسیایی اضافه شد و فدراسیون تیر و کمان ما هم راضی تر از همه تصمیم گرفت این بار فقط در کامپوند مسابقات شرکت کند و ریکروی های نخودی را به اینچئون نفرستد! حاصل این تصمیم شد یک مدال طلا و یک مدال برنز در رشته تیر و کمان بازی های آسیایی و فدراسیون تیر و کمان سرش را بالا گرفت .

اما نظر بنده را بخواهید تیم کامپوند ما خیلی بهتر و بیشتر از این هم می توانست موفق باشد . اما موانع رسیدن به این مهم یکی از بعد روانشناسی میدانی بود و دیگری از بعد حاشیه های خارج از گود . در بعد روانشناسی میدانی ، اگر به نتایج کسب شده توسط کماندارانمان توجه کنید می بینید که بویژه در بخش بانوان که موفق به کسب مدال نشدند ، این عملکرد خود ورزشکاران ما بود که دستشان را از مدال کوتاه کرد نه عملکرد خیلی مثبت حریفان . مثلاً تیم بانوان ایران دیدار رده بندی را با نتیجه ۲۱۷ به ۲۲۴ به هند واگذار کرد چون تعداد زیادی از تیرهای تیم ایران که در این سطح واقعاً نادر است امتیاز ۸ را کسب کردند! و عملاً هندی ها بدون اینکه فشار خاصی را متحمل شوند خیلی راحت مدال را گرفتند!

اما از بعد حاشیه ای ، فدراسیون تیر و کمان ایران بعد از المپیک ۲۰۱۲ لندن دچار تغییراتی شد ، هرچند این تغییرات بیشتر بخاطر تیم ریکرو ایران اتفاق افتاد ، روی تیم کامپوند هم تاثیر گذاشت و باعث شد تا چند نفر از ملی پوشان مطرح تیم که عناوین جهانی داشتند (بویژه در بخش بانوان) از تیم ملی کنار گذاشته شده یا کنار بکشند . به نظر می رسد یکی از دلایل اینکه تیم بانوان ایران از نظر روحی آرامش لازم برای کسب نتیجه و دست یابی به مدال را نداشت همین مسئله بوده باشد وگرنه اگر سوابق ملی پوشان آقا و خانم کامپوند ایران در مسابقات جهانی را بررسی کنید می بینید که مدال های کسب شده توسط بانوان بیشتر از آقایان است و در عمل این تیم بانوان باید باشد که در مدال آوری موفق تر عمل می کند نه تیم آقایان!

دوومیدانی :

در رشته دوومیدانی با اینکه یک مدال طلا و یک مدال نقره گرفتید اما عملاً پست رفت زیادی داشتیم و نتیجه ماهها اردوی آمادگی و شرکت در رقابت های مختلف تدارکاتی برای رشته ای که کسب نتیجه در آن کاملاً به شخص بستگی دارد عملاً هدر رفت . بعلاوه ترکیب اعزامی به مسابقات اینچئون نسبت به ترکیب مسابقات گوانگجو تغییر چندانی نداشت و این مسئله در رشته ای مثل دوومیدانی که نفرات متعدد می توانند جواز حضور در مسابقات را کسب کنند نشان می دهد که فدراسیون دوومیدانی طی سال های گذشته در رده های پایه موفقیتی نداشته و نتوانسته استعدادهای جدیدی در حد مدعی کسب مدال پرورش دهد!

حالا برای اینکه به حرف بنده برسید ، نتایج دوومیدانی کاران را مرور می کنیم : در بخش بانوان ، سه شرکت کننده داشتیم که هر سه در مسابقات گوانگجو هم حضور داشتند! خانم مریم طوسی در دوهای ۱۰۰ متر و ۲۰۰ متر هرچند موفق به کسب مدال نشد و رتبه های هفتم و پنجم را کسب کرد اما نسبت به مسابقات گوانگجو رکوردهای خیلی بهتری را ثبت نمود . جالب اینکه وی اگر همین رکوردها را در گوانگجو زده بود مدال می گرفت! خانم لیلا رجبی در پرتاب دیسک با پرتاب ۱۷.۸ متر به مدال نقره رسید . وی در گوانگجو با پرتاب ۱۶.۵۱ ششم شده بود . در هفت گانه بانوان هم خانم سپیده توکلی با امتیاز ۵۰۵۳ ششم شد . وی در گوانگجو با امتیاز ۴۸۴۵ ششم شده بود! مقایسه نتایج مواد مختلف وی هم نشان می دهد که خانم توکلی فقط در پرش طول ناموفق بود و در شش ماده دیگر رکوردهای بهتری نسبت به گوانگجو ثبت کرد اما باز هم برای کسب مدال کافی نبود .

در بخش آقایان ، در پرتاب چکش کاوه موسوی (برنده مدال نقره بازی های آسیایی گوانگجو) و رضا مقدم ، هر دو با ثبت سه خطای پیاپی حذف شدند که واقعاً برای ورزشکار با تجربه ای که مدتها در اردو بوده تا اینجا به نتیجه دلخواهش برسد مایه ناامیدی است! در ۱۰۰ متر رضا قاسمی در فینال پنجم شد و حسن تفتیان تا نیمه نهایی بالا آمد . رکورد ۱۰.۲۵ ثانیه که آقای قاسمی در فینال ثبت کرد اگر در گوانگجو شرکت می کرد و بدست می آورد برنده مدال نقره می شد اما این بار سطح مسابقات آنقدر بالا بود که نفر اول زیر ۱۰ ثانیه دوید!

در پرش ارتفاع کیوان قنبرزاده با تجربه که در گوانگجو ۲.۱۹ متر را پریده بود این بار از پس مانع ۲.۱۰ برنیامد و خیلی راحت حذف شد در حالی که نفر دوممان یعنی محمدرضا وظیفه دوست ۲.۲۰ را پرید و پشت مانع ۲.۲۵ ناکام ماند تا ششم شود .

در پرش طول هم محمد ارزنده که اولین بار در بازی های آسیایی شرکت می کرد با رکورد ۷.۵۶ متر ششم شد . در ده گانه آقای هادی سپهرزاد که با فشار کمیته ملی المپیک به مسابقات اعزام شد در رده پنجم ایستاد . آقای سپهرزاد در دو ماده اول ده گانه مسابقات گوانگجو رکوردهای بهتری نسبت به اینچئون ثبت کرده بود اما بعد از آن به علت مصدومیت کنار کشید . او سال بعد در قهرمانی آسیا با امتیاز ۷۵۰۶ قهرمان شد ولی پس از آن در هر مسابقه ای شرکت می کرد بخاطر مصدومیت کنار می کشید تا امسال که در واقع دوام آوردنش تا آخر مسابقه واقعاً جای تقدیر دارد! امتیاز آقای سپهزاد در این مسابقات ۷۵۷۲ بود که نشان می دهد سطح مسابقات تا چه حد بالا بوده است! جالب اینکه ورزشکار قزاقی هم که در قهرمانی آسیا ۲۰۱۳ برنده مدال طلا شده بود در اینجا چهارم شد و او هم به مدال نرسید!

در پرتاب دیسک آقای احسان حدادی همانطور که از او انتظار می رفت برنده مدال طلا شد . اما آقای محمد صمیمی با رکوردی سه متر کمتر از بازی های گوانگجو (که در آنجا نقره گرفته بود) چهارم شد که ظاهراً تقصیر را انداختند گردن زنبوری که حین مسابقه گردن ایشان را نیش زده بود!

در دوی ۲۰۰ متر محمدحسین ابارقی ششم شد و حسن تفتیان در جای هشتم ایستاد . در دوی ۸۰۰ متر آقای سجاد مرادی که در گوانگجو برنده مدال طلا شده بود اما فدراسیون با اعزامش به اینچئون مخالف بود با پادرمیانی کمیته ملی المپیک به مسابقات اعزام شد و روز مسابقه بخاطر مصدومیت انصراف داد!

در پرتاب وزنه آقای امین نیک فر در شرایطی چهارم شد که تا چند پرتاب آخر مدال برنز را در دست خودش می دید و حتی با مصدوم شدن دو حریف مدعی کویتی اش شانس خوبی هم برای کسب مدال داشت اما پرتابگر هندی ناگهان این مدال را از چنگش درآورد! و در نهایت دوی ۴*۴۰۰ متر تیمی امدادی که در ۴۰۰ متر دوم داوران خطای دونده های ما را اعلام کردند و تیم حذف شد!

به نظر می رسد فدراسیون دوومیدانی در تعیین رکوردهای ورودی مسابقات دچار اشتباه شده بوده است! طبق محاسبات این فدراسیون ورزشکاران ما با در نظر گرفتن رکوردهایی که ورزشکاران مدال آور در گوانگجو داشته اند امیدوار به کسب چند مدال دیگر بوده اما به این نکته توجه نکرده که سطح دوومیدانی آسیا در این چهار سال ارتقا زیادی پیدا کرده است! بعلاوه چند تا از ورزشکاران ما هم که عملاً با خطا و حذف شدن فرصت سوزی کردند و حتی موفق به ثبت حداقل رکورد هم نشدند!

وزنه برداری :

وزنه برداری هم رشته ای بود که با وجود کسب مدال ، اما بشدت از حواشی اش ضربه خورد! همان زمانی که بعد از درخشش وزنه برداران در المپیک ۲۰۱۲ لندن ، بهداد سلیمی و کوروش باقری جلوی چشم ملیون ها بیننده تلوزیونی به هم توپیدند فهمیدم که کار این تیم در اینچئون بسیار سخت خواهد بود . کوروش باقری بعد از اینکه مدال آوران المپیکی اردو را ترک کردند با یک تیم جوان و متفاوت در قهرمانی جهان ۲۰۱۳ هم عملکرد موفقی داشت اما بعدش که خیلی ها واسطه شدند تا دو طرف را آشتی دهند کنار کشید .

وزنه برداری رشته ای است که کسب مدال ۵۰٪ به خود ورزشکار بر می گردد و ۵۰٪ به عملکرد مربی در پشت صحنه و جنگ با مربیان دیگر در انتخاب وزنه های مناسب و به نظر می رسد در اینچئون هر دو اینها نتوانستند عملکرد مثبتی از خودشان داشته باشند!

در وزن ۵۶ کیلوگرم مجید عسگری در شرایطی ششم شد که رکورد خوبی هم در حد خودش داشت و نشان داد ایراد اصل ایراد در انتخابش برای تیم بوده که عملاً یکی از فرصت های کسب مدال را سوزانده است! در ۶۹ کیلوگرم جابر بهروزی در دو ضرب برای رسیدن به حداقل مدال برنز فشار زیادی رویش بود و نتوانست از عهده وزنه های درخواستی بربیاید و حذف شد . در ۸۵ کیلوگرم کیانوش رستمی مدال طلا در چنگش بود و رسول تقیان هم مدال برنز را داشت اما در آخرین وزنه ، ورزشکار چینی با یک حرکت ریسکی و دور از انتظار که نشان دهنده میزان شناخت مربیانش از توانایی وی بود رویاهای هر دو را نقش بر آب کرد! در ۱۰۵ کیلوگرم نواب نصیر شلال که تا حدود زیادی با خوش شانسی برنده مدال نقره المپیک شده بود این بار برای کسب مدال بازی های آسیایی ناکام بود و در شرایطی که می توانست مدال نقره مسابقات را بگیرد در دو ضرب حذف شد . و در دسته ۱۰۵+ کیلوگرم بهداد سلیمی با اقتدار کامل و همانطور که پیشبینی می شد به مدال طلا رسید . اما بهادر مولایی که در قهرمانی جهان ۲۰۱۳ دوم شده بود پس از اینکه در یک ضرب از رقیبانش عقب افتاد با اینکه دو ضرب زن خوبی بود بخاطر مصدومیت از حضور در دو ضرب انصراف داد تا فرصت بهبودی قبل از مسابقات جهانی را داشته باشد .

با این شرایط تیم وزنه برداری ایران در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۱۴ قزاقستان که حکم انتخابی المپیک ۲۰۱۶ را هم دارد کار مشکلی در پیش خواهد داشت بویژه آنکه تیم قزاقستان میزبان که یکی از خوب های آسیا (بویژه در سنگین وزن) محسوب می شود در اینچئون با تیم دومش حاضر شده بود و قهرمانان اصلی اش را برای قهرمانی جهان نگه داشت!

قایقرانی رویینگ :

قایقرانی رویینگ ایران نسبت به کانویینگ عملکرد بهتری داشت . در مسابقات گوانگجو این تیم یک طلا و یک برنز گرفته بود اما این بار حاصل تلاششان یک طلا و سه برنز بود . با مقایسه رکوردهای قایقرانان رویینگ ما در گوانگجو و اینچئون می توان نتیجه گرفت که برخلاف کانویینگ ، در رویینگ جریان رودخانه تاثیر زیادی روی نتیجه قایقرانان داشته و نتایج دو دوره نسبت به هم در تعادل نسبی قرار دارند . آقای محسن شادی در گوانگجو در ماده تک نفره سنگین وزن به مدال طلا رسیده بود این بار در ماده تک نفره سبک وزن طلا گرفت اما فشار زیادی را برای کسب این مدال متحمل شد و بعد از مسابقه هم شدیداً دچار افت فشار شده بود که نشان می دهد توان بدنی ایشان در حال کاهش شد و فدراسیون قایقرانی اگر می خواهد چهار سال دیگر هم در رویینگ طلا بگیرد باید از حالا به فکر تربیت قهرمانان جدید باشد .

در نهایت تیم رویینگ ایران در شرایطی این چهار مدال را گرفت که حداقل دو مدال برنز دیگر هم می توانست تصاحب کند اما میلی متری از چنگش پرید . یکی از مهمترین مشکلات قایقرانان ما در این مسابقات این بود در تخمین نقطه استارت نهایی اشتباه می کردند و در مترهای پایانی مسابقه حریفانشان از آنها جلو می افتادند .

دوچرخه سواری :

دوچرخه سواری ایران امسال در شرایطی موفق به کسب سه مدال رنگارنگ شد که طی سال های اخیر عملکردی منفی و نزولی در رقابت های قهرمانی آسیا در پیش گرفته بود به همین دلیل کسی پیشبینی کسب این مدال ها را نکرده بود! دوچرخه سواران ما امسال در سه رشته پیست ، جاده و کوهستان حاضر شده بود .

در دوچرخه سواری کوهستان اولین تجربه حضورمان بود و دو نماینده ایران رتبه های نهم و دهم را کسب کردند . در گوانگجو که ایران در این رشته شرکت نداشت مسابقه در مسیری ۵.۴ کیلومتری و در ۸ دور برگزار شده بود اما این بار مسابقه در مسیری ۴.۶ کیلومتری و در ۶ دور برگزار شد!

در مسابقات جاده که دوچرخه سواران ایران همواره جزو خوب های آسیا هستند . آروین معظمی در ماده استقامت نقره گرفت و در تایم تریل انفرادی حسین عسگری سوم شد تا مدال برنز دوره گذشته اش را تکرار کرده باشد .

اما در بخش مسابقات پیست که غیر استاندارد بودن پیست های دوچرخه سواری داخل کشور ، همواره برای دوچرخه سواران ما مشکل ساز بوده ، شروع خوبی نداشتیم! در اسپریت تیمی چهارم شدیم در حالی که در گوانگجو سوم شده بودیم و در پورسویت تیمی در رده هشتم قرار گرفتیم در حالی که در این ماده از مسابقات گوانگجو چهارم شده بودیم .

در اسپریت انفرادی حسن علی ورپشتی که در گوانگجو پنجم شده بود ششم شد و محمد دانشور در رده یازدهم قرار گرفت . دانشور یکی از معدود جوان های تیم دوچرخه سواری بود که برای اولین بار در بازی های آسیایی شرکت می کرد . او در ماده کایرین دست به کار بزرگی زد و در رقابتی میلیمتری با حریفانش به مدال طلا رسید . این در حالی بود که مدال های ماده کایرین همواره جزو غیرقابل دسترس ترین مدال ها برای دوچرخه سواران ایران محسوب می شد! در این ماده محمود پراش با تجربه که در گوانگجو هفتم شده بود این بار در رده دهم ایستاد!

آخرین دوچرخه سوار تیم ما هم حسین ناطقی بود که در ماده اومنیوم (که چندگانه دوچرخه سواری محسوب می شود) در رده نهم قرار گرفت . ماده اومنیوم اولین بار بود که در بازی های آسیایی برگزار شد و بجایش ماده دور امتیازی را حذف و به یکی از بخش های اومنیوم تنزل دادند!

تیراندازی :

با اینکه تیراندازی ما در مسابقات اینچئون یک مدال طلا و دو مدال نقره کسب کرد شخصاً از عملکردشان راضی نیستم! چون رشته تیراندازی یک رشته پر مدال است که با اندکی دقت و توجه و دوری از استرس ، خیلی راحت می توان در آن مدال های متعددی کسب کرد اما تیراندازان ما در شرایطی که توان کسب مدال های بیشتری را داشتند به این حداقل راضی شدند!

یکی از مشکلات تیم تیراندازی ایران در مواد تپانچه بادی این است که چون مهمات تپانچه بادی به سختی داخل کشور تهیه می شود فرصت کافی برای تمرین در این رشته ندارند . البته ظاهراً این مشکل درباره مهمات تفنگ بادی وجود ندارد .

تیم مردان ایران که در گوانگجو هم موفق به کسب مدال نشده بودند این بار نیز دستشان از مدال کوتاه ماند . بهترین فرصت تیم ایران جهت مدال گرفتن در ماده ۱۰ متر تفنگ بادی فراهم شده بود . جایی که مدال برنز تیمی را با اختلاف سه امتیاز به هند واگذار کردیم و در فینال انفرادی هم آقای پوریا نوروزیان در شرایطی چهارم شد که تا قبل از گلوله آخر با اختلاف خوبی از رقیب هندی اش پیش بود اما بدترین شلیکش را صاف گذاشته بود برای همین تیر آخر!!!

در بخش بانوان ، تیم ایران در مسابقات گوانگجو یک مدال نقره تیمی از ماده ۱۰ متر تفنگ بادی گرفته بود و یک نقره و یک برنز از تفنگ ۵۰ متر سه وضعیت . این بار تیم ایران در ماده ۱۰ متر به یک مدال طلا و دو مدال نقره دست یافت و در حالی که پیشبینی می شد در تفنگ بادی ۵۰ متر سه وضعیت هم موفق عمل کند ، نتیجه خوبی در این ماده نگرفتند و به نظر می رسید به همان سه مدال قانع شده اند! البته آنها در ۵۰ متر تفنگ بادی هم شانس کسب مدال داشتند اما خانم مهلقا جان بزرگ درست مثل آقای نوروزیان مدال را در لحظه های آخر از دست داد!

ووشو :

حتی رشته ووشو هم امسال عملکرد خوبی نداشت! ووشوکاران ما یک مدال طلا ، دو مدال نقره و یک مدال برنز کسب کردند در حالی که در مسابقات گوانگجو و در سرزمین مهد این رشته ، سه مدال طلا و دو مدال برنز گرفته بودند .

در بخش اجرای فرم یا تالو ، احسان پیغمبری در اجرای فرم چانگ کوآن ششم شد . او که در گوانگجو مدال برنز گرفته بود در اینجا هم اجرای خیلی خوبی داشت و با تشویق حاضران مواجه شد اما یک خطای نچندان واضح که از چشم داوران دور نماند باعث شد تا مدال را از دست بدهد . جالب اینکه این فرم چانگ کوآن تنها ماده تالو بود که چینی ها امسال در آن نماینده ای نداشتند! در سایر فرم ها هم ورزشکاران ما اصلاً نمایش خوبی نداشتند تا در تالو مدالی نگیریم!

اما در بخش مبارزه یا ساندا که ووشوکاران ایران در آن جزو قوی ترین های جهان هستند ، فقط محسن محمد سیفی بدون شکست موفق به کسب مدال طلا شد و قهرمانی اش در گوانگجو را تکرار کرد . بقیه نمایندگانمان که حاصل تلاششان دو نقره و یک برنز بود بود و دونفرشان هم مدالی نگرفتند ، در سه مورد به نمایندگان چین باختند و در دو مورد به نمایندگان کره جنوبی و شدیداً هم به داوری اعتراض داشتند . اما آنها که بار اولشان نبود در مسابقات ووشو شرکت می کردند! داوری ووشو هم مثل بوکس است! کاملاً سلیقه ای و به اختیار داور و فقط برد با دو بار بیرون کردن حریف از میدان مسابقه است که دیگر داوران نمی توانند زیرش بزنند! ووشوکاران ما در گوانگجو به داوری معترض نبودند چون اصلاً دو بار بیشتر به چینی ها نخوردند که نتیجه اش هم یک برد برای ما بود و یک برد برای آنها . اما اینجا هم تعداد دفعات رویارویی با چینی ها بیشتر بود و هم کره جنوبی میزبان که ید طولایی در خریدن داوران دارد را نباید فراموش می کردند . ووشوکارانی که به داوری ها معترض بودند در مسابقاتی نزدیک باخته بودند که اگر با دقت فیلمشان مرور شود شاید اختلاف دو حریف در حد یکی-دو امتیاز بوده باشد! پس با شناختی که از داوران و اختیاراتشان دارند نباید گله داشته باشند که چرا بازنده اعلام شده اند!

کشتی فرنگی :

خب البته بنده چون رشته ها را براساس تعداد و مرغوبیت مدالشان مرتب کرده ام ، در اینجا به کشتی فرنگی رسیدیم و گرنه به جرات می توانم بگویم فرنگی کاران ما بهترین تیممان بودند . تیمی که هر هفت نفرشان مدال گرفتند ؛ دو مدال طلا و پنج مدال برنز ، آن هم در شرایطی که ناداوری در مسابقات بی داد می کرد و از طلای مسلم سعید عبدولی که بگذریم حق دیگر کشتی گیرانمان هم به شکلی کمتر آشکار خورده شد! در واقع حق فرنگی ما دست کم چهار مدال طلا بود . کره ای ها خیلی روی مدال های کشتی حساب کرده بودند و وقتی دستشان به طلاهای کشتی آزاد و بانوان نرسید ، کاملاً واضح بود که برای بدست آوردن طلاهای فرنگی دست به هر کاری خواهند زد . وقتی سعید عبدولی حریف کره ای اش را بعد از چند فیتو پیاپی ضربه کرد تماشاگران کره ای از ناراحتی جیغ می کشیدند و وقتی داوران حق عبدولی را خوردند و امتیازاتش را ندادند از خوشحالی جیغ می کشیدند و بنده را یاد آن سکانس هایی از سریال های کره ای می انداختند که مردم اگر حکومت می گفت یک نفر خوب است حتی اگر می دانستند بد است برایش هورا می کشیدند و اگر حکومت یک نفر را به جرم ناکرده ای محکوم می کرد با اینکه مردم می دانستند او آدم خوبی است اذیتش می کردند . انگار اخلاق مردم کره اصلاً تغییر نکرده است!!!

کاراته :

تیم کاراته ایران هم با کسب سه مدال طلا و دو مدال برنز عملکرد موفقی داشت . این تیم در گوانگجو یک طلا کمتر گرفته بود . در کاراته نحوه رد و بدل شدن امتیازات به شکلی است که کمتر می توان به قضاوت داوران معترض بود . با این حال در مسابقه آقای سجاد گنج زاده با حریف ژاپنی اش معلوم نبود چه اتفاقی افتاده (چون فیلم مسابقه را نداشتیم) که آنقدر نسبت به داوری معترض بود و در نهایت از جدول مسابقه حذفش کردند . اگر او هم مثل عبدولی به حرف مربیان و داوران گوش می کرد و این شکست تحمیلی را می پذیرفت الان کاراته ایران شش مداله بود .

کشتی آزاد :

تیم کشتی آزاد ایران شروع خوبی نداشت و دو نماینده ما در روز نخست به راحتی برابر حریفانشان حذف شدند . اما بعد ورق برگشت و پنج نماینده دیگرمان چهار مدال طلا و یک مدال نقره کسب کردند . جالب اینکه این پنج کشتی گیر ، همگی به کشتی گیران کره ای خوردند و چنان با اقتدار آنها را شکست دادند که اشک تماشاگران کره ای را در آوردند و اگر یادتان باشد بنده همان روز هشدار دادم که کره ای ها در فرنگی تلافی خواهند کرد!

تکواندو :

تکواندو ورزش اول و سنتی کره ای هاست و با وجود اینکه آنها در رشته های متعددی مدعی و مدال آور هستند ، تکواندو برایشان چیز دیگری است . پس چرا دو تا از سه تشک مسابقات مقدماتی تکواندو پوشش تلوزیونی نداشت در حالی که مطمئناً ملیون ها نفر فقط در کشور کره خواهان تماشای این مسابقات بودند؟

تیم شش نفره مردان ایران در اینچئون چهار مدال طلا گرفت . دو تکواندوکاری که در مسابقات نخست خود برابر حریفان ازبک و کره جنوبی با اختلاف یک امتیاز نتیجه را واگذار کردند (یعنی یوسف کرمی با تجربه و سجاد مردانی) هر دو به داوری معترض بودند و هر دو هم مسابقه شان پوشش تلوزیونی نداشت!

با این وجود کسب چهار مدال طلا در زمین کره جنوبی کار بزرگی بود . اما بانوان ما نتوانستند این شاهکار را تکمیل کنند! آنها در شرایطی دو مدال نقره و یک برنز گرفتند که پتانسیل خیلی بیشتر از این را داشتند اما معلوم بود اعتماد به نفس کافی ندارند! خانم سمانه ششپری در شرایطی مسابقه مرحله یک چهارم نهایی را ۱۳-۱ به حریف کره ای واگذار کرد که خودش دورهای اول و دوم حریفان اندونزیایی و تاجیکستانی را دو رانده کرده بود! (داوران تکواندو این اختیار را دارند که اگر نحوه امتیاز گیری در مسابقه کاملاً یک طرفه و اختلاف امتیازات زیاد شد ، مسابقه را در پایان راند دوم تمام کنند!) خانم شکرانه ایزدی در شرایطی تنها مسابقه اش را که اگر می برد مدال برنزش قطعی می شد به حریف ماکائویی اش واگذار کرد که عملاً حریفش فقط شاهد گارد متزلزل او بود که مرتباً باعث زمین خوردنش و ثبت اخطار و امتیاز برای ماکائویی می شد! اما دو بانوی فینالیست ما! اکرم خدابنده برابر حریف چینی اش شدیداً به رای داوران معترض بود اما اگر نظر بنده را بخواهید ضربه ای که در ثانیه های پایانی مسابقه باعث باخت خانم خدابنده شد درست بود . مشکل از مربی خانم خدابنده بود که در همان لحظات نخستین آغاز مسابقه کارت اعتراضش را برای ضربه ای که اصلاً اصابت نکرده بود از دست داد و نتوانست روی یکی-دو ضربه دیگر که اصابت کرد اما داوران امتیاز ندادند اعتراضی داشته باشد! و خانم فاطمه روحانی ؛ تنها برتری که حریف کامبوجی خانم روحانی داشت قد غیرعادی بلند او بود که باعث می شد ضربات سر خانم روحانی اصلاً به شانه او هم نرسد و خانم روحانی خودش را ببازد در حالی که این حریف کامبوجی از نظر فنی هیچ نقطه قوتی نداشت و اگر خانم روحانی بجای اصرار برای زدن ضربات بالا روی تنه او کار می کرد و خودش را هم از پاهای کشیده این خانم دور نگه می داشت کاملاً توانایی شکست وی را داشت .

به این ترتیب تیم تکواندو ایران با کسب چهار مدال طلا ، دو مدال نقره و یک مدال برنز بهترین نتیجه اش را از نظر مرغوبیت مدال ثبت کرد در حالی که در مسابقات گوانگجو سه مدال طلا ، دو مدال نقره و چهار مدال برنز کسب کرده بودند .

نتیجه گیری پایانی :

کاروان ورزشی ایران با کسب ۲۱ مدال طلا ، ۱۸ مدال نقره و ۱۸ مدال برنز ، در مجموع ۵۷ مدال (دو مدال کمتر از گوانگجو اما یک طلا بیشتر) پنجم شد . در حالی که با یک حساب سرانگشتی ، پتانسیل واقعی این کاروان کسب حداقل ۸۰ مدال بوده است یعنی این کاروان تقریباً ۷۳٪ در کسب مدال هایی که استحتقاقش را داشت موفق بوده است .

اما یک نکته بسیار حائز اهمیت این است که در خیلی از رشته ها (بوکس ، قایقرانی ، بسکتبال ، دوومیدانی ، دوچرخه سواری و ...) سرمایه گذاری ها طی چهار سال آینده برای تداوم داشتن کسب مدال این رشته ها در اندونزی ، باید مضاعف گردد چون در این رشته ها ترکیب کلی تیم های ما دارای میانگین سنی بالایی هستند و ورزشکاران فعلی دیگر نمی توانند چهار سال آینده هم مدعی کسب مدال باشند پس استعدادیابی و پرورش قهرمانان جدید در این رشته ها ضروری و الزامی می باشد .

بعلاوه سرمایه گذاری ها در رشته های پر مدالی مثل شنا ، دوومیدانی ، تیراندازی باید بیشتر شود . اتکا داشتن به مدال های چند رشته خاص در شرایطی که کشورهای بیشتری به سمت سرمایه گذاری در رشته های پرمدال می روند در دراز مدت جایگاه ایران در بازی های آسیایی را متزلزل خواهد کرد در حالی که با سرمایه گذاری و برنامه ریزی مناسب در این رشته ها می توانیم خودمان را به کشورهای بالای جدول نزدیک تر کنیم .

در پایان ضمن تبریک عید غدیر بر همه شما ، آرزوی موفقیت هم می کنیم برای کاروان پاراآسیایی ایران در اینچئون!

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مهر1393ساعت 19:52  توسط امین  |