حرم فلش - کد وبلاگ ثانیه شمار فلش
ایران بزرگ

+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ اسفند۱۳۹۳ساعت 13:5  توسط امین 
 

دوستان نکنید این کارها رو! چرا هر شایعه و حرفی رو که در واتس آپ و لاین و ویچت و هزارتا سایت و نرم افزار مشابه دیگه می خونید بدون تحقیق در مورد صحت اونها لایک و بازنشر می کنید؟ چرا هر شوخی و به اصطلاح جوک ناموسی و قومی و مذهبی رو به صرف اینکه یک خنده آنی روی لبتون می یاد تکثیر می کنید؟ یعنی نمی تونید چهار تا شوخی سالم که به کسی توهین نشه درست کنید؟ یعنی نمی تونید وقتی یک مطلبی رو می خونید که ممنکه شبهه آور باشه قبل از اینکه لایکش کنید یک سرچ ساده راجبش بزنید؟ آخه شماها که دائم توی اینترنت هستید مثلاً!!! 

ببینید سه تا مثال می زنم! 

یک عکسی توی این شبکه های اجتماعی منتشر شده که می گن عکس آیت الله جنتی است در حال بوسیدن دست فرح پهلوی!!! این عکس سال 1355 در لاهیجان انداخته شده و روحانی درباری که در حال بوسیدن دست ملکه فاسد پهلوی می باشد شخصی بوده به نام اکبر نخعی که با پیروزی انقلاب به خارج فرار کرد . در زمان گرفته شدن این عکس آیت الله جنتی احتمالاً یا در بازداشت بوده یا در تبعید چون دوره مبارزات ایشان با رژیم ستم شاهی از خیلی قبل تر از اینها آغاز شده بوده است! 

می گویند تیم ملی فوتبال فلسطین از شش بازیکن اسرائیلی در جام ملت های آسیا استفاده کرده و عمداً هم دیدار دوستانه اش با تیم ملی ایران قبل از جام ملت های آسیا را کنسل کرده است! اولاً فدراسیون فوتبال فلسطین طی نامه ای رسمی از فدراسیون فوتبال ایران رسماً عذرخواهی کرد و دلیل آن را خستگی بیش از حد تیم بعد از اردوی چین عنوان نمود . بعدش هم این تیم حدود سه سال و نیم قبل با تیم ملی کشورمان بازی کرده بود که در آن بازی 7-0 باخته بودند پس بازی کردن یا نکردن با تیم فلسطین چیزی به ارزش های خیلی زیاد! تیم ملی فوتبال ما اضافه نمی کرده . سوماً در بین اسامی تیم ملی فوتبال فلسطین حاضر در جام ملت های آسیا 2015 فقط سه نام غیر عربی به چشم می خورد ، یکی از آنها الکسیس نورامبوئنا است که تابعیت دوگانه فلسطینی-شیلیایی دارد . دیگری جاکا ابیشه است که از پدری فلسطینی و مادری اسلوونیایی متولد شده و سومی هم محمد عید است که فلسطینی-سوئدی می باشد . بقیه بازیکنان تیم تماماً عرب بوده اند و اگر هم چند تایی از آنها پاسپورت اسرائیلی داشته اند حتماً به این خاطر بوده که بتوانند در اراضی اشغالی سال 1948 تردد نمایند! 

جدیداً می گویند که در دین اسلام گرفتن ناخن در شب مکروه است و دلایل علمی بی سر و تهی هم برایش می تراشند! در دین اسلام گرفتن ناخن و کلاً نظافت بدن از واجبات است و بویژه در خصوص گرفتن ناخن در روز جمعه توصیه شده است اما هیچ روایت معتبری وجود ندارد که بین ناخن گرفتن در شب و روز فرق گذاشته شده باشد!

بنده به منبع خاصی در خصوص جوابیه های بالا اشاره نمی کنم چون چاره پیدا کردن این منابع یک سرچ ساده در گوگل است و اگر حرف بنده را قبول ندارید خودتان بروید سرچ کنید! ... نفهمیدم! چطور شد حرف آنها را باور می کنید ، به بنده که می رسید قبول نمی کنید؟! 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 20:58  توسط امین  | 
 

جنگ سوریه ( در شش ماه گذشته ) 

در شش ماه گذشته اوضاع جنگ در سوریه تحولات بسیاری را پشت سر گذاشته ، صدها نیروی ارتش سوریه و داوطلبان شیعه و حزب الله لبنان در میدان های نابرابر نبرد این کشور به شهادت رسیده اند (نکته ای که رسانه های ما کمتر به آن اشاره می کنند و فقط آمار تلفات هر روزه تروریست ها را می دهند) و بر خلاف وعده ای که آقای بشار اسد در اوایل سال میلادی گذشته داده بود ، جنگ در این کشور نتنها تمام نشده بلکه در کوتاه مدت هم نمی توان پایانی برایش متصور بود! می دانید چرا؟ چون با همه تبلیغات کاذبی که کشورهای غربی-عربی بر علیه تروریسم به راه انداخته اند و در واقع به این عنوان سوار بر موج جدیدی از اسلام هراسی گردیده اند ، اصلاً دلشان نمی خواهد محور مقاومت ضد رژیم صهیونیستی از مسئله سوریه آسوده گردد ، بنابراین در پس بیلبوردها و تابلوهای ضد تروریسمشان همچنان به ارسال سلاح و نیروهای تازه نفس به گروه های به ادعای خودشان میانه رو تروریست ها ادامه می دهند و گروه هایی هم که حاضر به نشستن سر میز مذاکره با دولت سوریه می شوند گروه هایی هستند که عملاً در میدان های نبرد حضور چندانی ندارند و تعدادشان از چند ده نفر تا حداکثر چند صد نفر می باشد که خیلی هنر کرده باشند هر کدامشان یکی-دو شهر و روستا را از چنگ گروه های افراطی و مخالف مذاکره حفظ کرده اند! 

اما برای اینکه بیشتر پی به واقعیت و حقایق میدانی جنگ سوریه ببرید باید به نقشه های نچندان دقیق سایت ویکیپدیا استناد کرد! نقشه هایی که شاید خطوط و حدود ترسیم شده بین جناح های مختلف درگیر در سوریه در آن چندان معتبر نباشد اما دقتش در نشان دادن تسلط این جناح ها بر شهرها و نقاط استراتژیک را نمی توان کتمان کرد! البته گوشه چشمی هم خواهیم داشت به کشور عراق که دیگر نمی شود میدان های جنگ آن را از سوریه چندان تفکیک کرد! ما در اینجا از دو نقشه استفاده می کنیم! اولی مربوط به 16 ژوئن 2014 می باشد و نقشه دوم اوضاع تقریبی جنگ در 28 ژانویه 2015 را نشان می دهد . 

 

 

(برای مشاهده نقشه های بالا در سایز اصلی روی آنها کلیک کنید) حتی بدون کلیک کردن هم می توان تشخیص داد که اوضاع در هر دو کشور طی این مدت چطور پیش رفته است! 

البته در کشور عراق ، نقشه 16 ژوئن 2014 مربوط به اوایل ترک تازی های داعش می باشد و آنها پس از این تاریخ در استان های صلاح الدین و الانبار و اربیل و کرکوک و دیالی پیشروی های خیلی بیشتری هم داشتند که توسط نیروهای ارتش و پیشمرگه و داوطلبان مردمی عقب رانده شدند . 

 

 

اما در سوریه ، جنگ وارد سال چهارم خود شده و طرفین درگیر آب دیده شده اند ، حمله و نفوذ در مواضع یکدیگر بسیار سخت و توان فرسا شده و در این بین ارتش سوریه و نیروهای شیعه یاور آن بشدت با کمبود نیرو مواجه می باشند . در نتیجه وقتی تروریست ها رخنه مناسبی را در دل مواضع آنها بدست می آورند قبل از بسته شدن رخنه نهایت بهره برداری را می نمایند اما در مقابل هر تروریستی که کشته می شود ده تا جایش را می گیرند و پیشروی برای نیروهای دولتی را آنچان سخت می کنند که برای آزادسازی هر متر و هر ساختمان از خاک سوریه باید جنگی جداگانه داشته باشند! 

 

 

خب ، حالا می خواهیم سوریه را به چند جبهه اصلی تقسیم کنیم تا راجب تحولات شش ماه گذشته هر کدامشان توضیح مختصری بدهم : 

 

 

جبهه جنوب (استان های دمشق-درعا-قنیطره) : در این منطقه همانطور که در نقشه ها مشاهده می کنید تروریست هایی که مستقیماً از خاک فلسطین اشغالی تغذیه و پشتیبانی می شوند و حتی مجروحانشان را در بیمارستان های اسرائیلی درمان می کنند ، بدجور عرصه را بر ارتش سوریه تنگ کرده اند! همین چند روز پیش شهر شیخ مساکین و پادگان تیپ 82 ارتش سوریه سقوط کرد و حالا تروریست ها فقط یک گام دیگر تا محاصره کردن شهر درعا فاصله دارند . کمبود نیروهای ارتش در این جبهه نسبت به جبهه های دیگر بسیار محسوس تر است چون بین استان های سوریه ، مردم این استان بیشتر به گروه های تندرو تمایل نشان می دهند و حتی از سال ها پیش از آغاز جنگ هم این استان پایگاه اصلی اخوان المسلمین سوریه محسوب می شده ، به همین خاطر ارتش در این استان نیروی بومی مورد اعتماد کمی در اختیار دارد و مجبور است از سایر مناطق به اینجا نیرو بفرستد . 

در غوطه شرقی (حومه دمشق) هم درگیری های سنگینی در محورهای مختلف در جریان می باشد . ارتش در این مدت موفق شده ملیحه و عدرا البلد را بطور کامل و بخش هایی از جوبر و عین ترما را پاکسازی نماید اما تراکم بالای نیروهای مخالف در این جبهه که با کوچکترین نشانه ضعف از سوی ارتش به داخل دمشق سرازیر خواهند شد ، نبرد در این جبهه را بسیار سخت نمود . 

با این حال خطر اصلی در مناطق جنوبی را باید در جنوب غربی استان دمشق جستجویی کرد . جایی که ارتش سوریه به سختی تلاش می کند تا مانع از تسلط تروریست ها بر شهر سعسع شود . شهری که سقوط آن نتنها باعث محاصره شدن نیروهای ارتش در مرکز قنیطره می شود بلکه سه جبهه قنیطره ، بیت جین و خان شین را به هم متصل کرده و تهدیدی جدید را از سمت جنوب متوجه شهر دمشق می نماید و وای به روزی که بدترین تروریست های مستقر در شهرک داریا در جنوب دمشق نیروی کمکی دریافت کنند که شهر را به آتش خواهند کشید!  

 

 

جبهه حلب : ارتش سوریه کمی بعد از تاریخ نخست تسلطش بر شهرک صنعتی شیخ نجار را کامل کرد و پس از آن در تلاش بوده تا شهر حلب را از شمال دور بزند . در این جبهه بخصوص نیروهای شیعه تیپ فاطمیون که اشتیاق زیادی برای شکستن خط محاصره نبل و الزهرا دارند رشادت های فراوانی نشان داده اند اما برخی ناهماهنگی ها و کمبودهای لجستکی باعث شده تا این نیروها شهدای فراوانی هم بدهند و با هر بار پیشروی های برق آسایشان زیر شدیدترین ضد حملات تروریست های مجهز جبهه حلب قرار گیرند .  نیروهای شیعه مدافع نبل و الزهرا هم در این مدت سنگین ترین حملات را در طول سه سال محاصره شان تجربه کرده اند . هر بار که نیروهای شیعه از سمت حلب یک گام به این منطقه پیش رفته اند ، شدت حملات تروریست های تشنه به خون مردم این مناطق بیشتر شده است . البته در این جبهه در همان اوایل پس از تاریخ نخست تروریست های داعشی هم پیشروی هایی داشتند و قصدشان تسلط کامل بر حلب بود اما با توجه به درگیری هایی که در منطقه کوبانی پیش آمد و آنجا به قتلگاه تروریست های داعشی تبدیل کرد ، آنها در چند ماه اخیر در این جبهه خیلی فعال نبوده اند و بجز چند درگیری مختصر با سایر گروه های تروریستی ، حرکتی از خود نشان نداده اند . 

 

 

جبهه ادلب : در این جبهه بزرگترین ضربه به ارتش سوریه وارد شد و تعداد زیادی از نیروها و ادوات ارتش سوریه که مدتها بود در پادگان های اطراف شهر معره النعمان به محاصره افتاده بودند زیر حملات سنگین تروریست ها از بین رفتند . هر چند تعداد کمی از این نیروها موفق شدند خودشان را به مورک رسانده و نجات یابند . اما دیگر تحول مهم در این منطقه تلاش تروریست های جبهه النصره برای ایجاد یک امارت مستقل مثل داعشی ها بود که باعث شد با سایر گروه ها درگیر شده و آنها را از تعدادی از شهرها و روستاهای ادلب (بخصوص منطقه جبل زاویه در جنوب غرب استان) بیرون کنند . با این وجود همکاری تروریست های النصره و گروه های دیگر در سایر جبهه ها بر علیه ارتش سوریه همچنان ادامه دارد!!! 

 

 

منطقه رقه : استان رقه به عنوان مرکز خلافت تروریست های داعشی الان بطور کامل تحت کنترل آنهاست . شش ماه قبل تعدادی از نیروهای ارتش در پادگان های لشکر 17 ، تیپ 93 و فرودگاه طورا ، مقاومت می کردند اما پیش از آنکه داعشی ها حملاتشان به جبهه کوبانی در شمال غرب استان را آغاز کنند این سه منطقه را اشغال کرده و همه ارتشی ها را کشتند چه آنهایی را مقاومت کردند و چه آنهایی را که تسلیم شدند . صدها نیروهای ارتش در این حملات وحشیانه سلاخی شدند . 

 

 

منطقه دیرالزور : شش ماه قبل استان دیرالزور عرصه نبردهای سنگین بین داعشی ها و سایر گروه های تروریستی و مخالف دولت سوریه بود . هرچند این نبردها روزهای پایانی خود را سپری می کرد و باقی مانده گروه های رقیب داعش کمی بعد از ثبت این نقشه با خلافت آنها بیعت کردند و داعشی ها هم صدها نفر از جوانان عشیرهایی را که با آنها جنگیده بودند قتل عام نمودند . حالا در دیرالزور داعش تنها حریف نیروهای ارتش سوریه است . نیروهایی که خودشان که در محاصره هستند ، بخشی از تروریست ها را هم در محلات مرکزی شهر محاصره کرده و تلاش دارند ارتباط آنها با ساحل آن سوی رودخانه را قطع نمایند! داعشی ها در دو-سه ماه اخیر حملات سنگینی به فرودگاه دیرالزور داشتند و حتی تا روی باندهای فرودگاه هم رفتند اما با رشادت نیروهای ارتش سوریه این حملات ناکام مانده و در چند هفته اخیر نیروهای دولتی کمربند امنیتی گرد فرودگاه را وسعت بخشیده اند که تنها راه ارتباط آنها با آن سوی کشور می باشد! 

 

 

منطقه حسکه : با این کردها در مناطق شمالی استان حلب هم حضوری فعال دارند اما کانون اصلی قدرتشان در استان حسکه است . جایی که مردم نیمه شمالی آن تماماً کرد هستند .  اما تروریست های داعشی با بهره برداری از همین تفاوت قومی مردم شمال و جنوب استان توانسته اند تسلطشان بر مناطق عرب نشین جنوبی را گسترش دهند .  در حال حاضر دو شهر عمده استان یعنی حسکه و قامشلی نسبتاً امن هستند و با وجود پاره ای اختلافات و زد و خوردهای پراکنده که در یکی-دو هفته اخیر متاسفانه بیشتر شده ، این دو شهر سایر مناطق شمالی استان به طور مشترک توسط اارتش سوریه و کمیته های دفاع مردمی کردها اداره می شوند . با این حال داعشی ها به شکل خطرناکی در شش ماه گذشته به این دو شهر نزدیک شده اند و اگر اختلاف درگیری بین کردها و ارتش بالا بگیرد هیچ بعید نیست این منطقه هم به سرنوشت کوبانی دچار گردد . 

البته تروریست های داعش در جبهه کوبانی متحمل تلفات سنگینی شده و در روزهای اخیر از آن عقب نشینی کرده اند ، با این حال شهری که عربها به آن عین العرب می گفتند بشدت ویران شده و بمب های ضد داعشی ائتلاف به آن بیشتر از خود تروریست ها آسیب رسانده است! 

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ساعت 19:57  توسط امین  | 
 

چند روز قبل شخصی از بنده پرسید : " اسلام برای ما چه کرده؟ پیامبر و امام ها که همه عرب بوده اند ، قرآن که عربی است ، اصلاً اسلام مال عربهاست . چه فایده ای برای ما داشته که اینطور به آن چسبیده ایم؟" و هیچ نگفتم! چه بگویم؟ نه بنده سخنور قابلی هستم و نه آن شخص کسی بود که با حرف کسی مثل بنده قانع شود! 

در این دو سه روز گذشته سرگرم خواندن کتاب "من زنده ام" بودم . خاطرات دوران اسارت خانم معصومه آباد در چهار سال نخست جنگ تحمیلی . و متوجه شدم سئوالی را که آن شخص از بنده پرسیده بود ، سی و چهار سال قبل بازجوها و شکنجه گران بعثی از یک دختر هفده سال امدادگر می پرسیدند (اسلام و قرآن مال ما عربهاست به شما چه ربطی دارد؟ جنگ امام حسین(ع) جنگ عرب با عرب بود ، به شما چه ربطی دارد و ...) و خانم آباد در آن شرایط پاسخ آن بعثی ها را می داد حتی اگر واکنششان نیشخند و شکنجه بیشتر بود! 

براستی چه اتفاقی افتاده که منطق سی و چهار سال بیش سفاکان بعثی منتقل جوان امروز ایرانی شده؟ جوانی که شاید اگر سال تولدش را می پرسیدم متولد همان سال پنجاه و نه بود! 

و براستی چه اتفاقی افتاده که نمی توانم و نمی خواهم جواب سئوالی را به یک هم سن و سال خودم که فقط رابطه کاری با هم داریم بدهم که آن دختر خانم با سنی تقریباً نصف سن بنده ، آنطور جواب آن کسانی را می داد که می توانستند حکم مرگش را صادر کنند چون حتی اسمش هم در لیست صلیب سرخ از اسرای ایرانی ثبت نشده بود! 

+ نوشته شده در  شنبه ۲۴ آبان۱۳۹۳ساعت 18:55  توسط امین  |