تبليغاتX

ایران بزرگ

نکته های انتخابات مجلس نهم در اصفهان

بالاخره انتخابات مجلس نهم هم به پایان رسید و مردم نمایندگان خود در دوره آینده مجلس شورای اسلامی را شناختند . این انتخابات چون اولین مورد بعد از فتنه سال ۸۸ بود برای پایداری نظام جمهوری اسلامی اهمیت اساسی داشت ، اهمیتی که مردم آن را درک کردند و با حضور حداکثری تنور داغی برای انتخابات فراهم آوردند اما متاسفانه بعضی از جریانات سیاسی آن را به محلی برای امتیازگیری های حزبی خود تبدیل نمودند .

انتخابات مجلس نهم در شهرستان اصفهان در شرایطی برگزار شد که عملاً هیچ چهره شناخته شده اصلاح طلبی بین ۷۵ نامزد این حوزه به چشم نمی خورد ، افرادی که حتی اگر شورای نگهبان آنها را تایید صلاحیت می کرد افراط ها و بی توجهیشان به خواسته های واقعی مردم در زمان در اختیار داشتن مجلس ششم و دوره اول شورای شهر اصفهان ، آنها را از چشم مردم اصفهان انداخته است .

البته در انتخابات مجلس نهم نیز همچون چند دوره انتخابات اخیر که به چشم شاهد بودم ، متاسفانه مشارکت مردم در محله های جنوب رودخانه زاینده رود نسبت به محله های شمالی بسیار کمتر است و به ندرت پیش می آید کسی برای رای دادن در شعب اخذ رای جنوب رودخانه معطل شود! البته چون شعب مورد توجه صدا و سینما همگی در شمال رودخانه هستند خیلی ها هم از جنوب رودخانه به آن شعب می روند!!!

اما همانطور که گفتم مردم حساسیت انتخابات مجلس نهم را برای نظام بخوبی درک کردند تا جایی که میزان مشارکت در دور اول انتخابات مجلس نهم در شهرستان اصفهان حدود ۵۰٪ درصد اعلام شده و توجه کنید که شهرستان اصفهان در بین مراکز استان کشور یکی از پایین ترین آمارهای مشارکت در چند انتخابات اخیر را داشته است (در انتخابات مجلس هشتم میزان مشارکت در شهرستان اصفهان ۳۵٪ بود) .

اما از نظر جناح بندی های سیاسی خوشبختانه چهره های سرشناس بین نامزدهای انتخابات مجلس نهم در شهرستان اصفهان اغلب افرادی مورد احترام و امتحان پس داده هستند و همین مسئله انتخاب را برای بسیاری از مردم سخت کرده بود ، حتی بنده که از نظر جناحی به جبهه پایداری تمایل داشتم از بین پنج انتخابم سه رای به جبهه پایداری دادم و یک رای به جبهه متحد و یک رای مستقل (سالک - مقتدائی - خیام نکوئی - فولادگر - ناصری دولت آبادی) که در نهایت و با احتساب مرحله دوم (که باز هم به آقای فولادگر رای دادم) سه نفر از منتخبانم به مجلس شورای اسلامی راه یافته اند . و اما نکته هایی که درخصوص این انتخابت به ذهنم می رسد :

۱- جبهه متحد در شهرستان اصفهان از آنجایی که نتوانست یک لیست قطعی پنج نفره ببندد در کنار آقایان فولادگر ، نادرالاصلی ، طلایی ، سالک و حامدیان ، حمایت خود را از عدنان زادهوش هم اعلام کرده بود!

۲- جبهه متحد در بین لیست ها بیشترین حجم تبلیغات را در شهرستان اصفهان داشت درحالیکه به زحمت توانستم برشوری از لیست جبهه پایداری تهیه کنم!

۳- یک بنر بزرگ تبلیغاتی از جبهه متحد در روزهای اول تبلیغات مرحله اول جنب ساختمان تعاون استان واقع در چهارراه رکن الملک نصب شده بود که چون شبهه استفاده از امکانات دولتی را ایجاد می کرد بعد از دو روز جمع آوری شد .

۴- حجم چاپ و توزیع برگه های تبلیغاتی نامزدها بسیار زیاد بود اما چون نامزدها امیدی به آرا محله های مرفه نشین جنوب شهر نداشتند صبح ها تقریباً اثری از این تبلیغات در اینگونه محله ها دیده نمی شد در حالیکه سایر محله ها با برگه های تبلیغی فرش می شدند!

۵- اقبال افراد مسن و اهالی محله های مذهبی مرکز و شمال شرقی شهر به دکتر کامران و همسرشان باعث شد با اینکه این دو به عنوان نامزد مستقل در انتخابات شرکت کرده بودند و نامشان در هیچ لیستی نبود بار دیگر همچون دو دوره گذشته در صدر جدول نتیجه آرا قرار بگیرند .

۶- حجت الاسلام احمد سالک کاشانی که در دوره های اول ، سوم و چهارم نماینده مجلس بودند ، بار دیگر با احساس وظیفه به میدان آمدند و با توجه به اقبال عمومی مردم اصفهان به ایشان هم جبهه پایداری و هم جبهه متحد ایشان را سر لیست کردند و در نهایت جزو سه نفر اول بودند .

۷- آقای دکتر عباس مقتدائی شاید در سیاست چهره شناخته شده ایی نباشند اما به عنوان یک مجری و کارشناس دلسوز در صدا و سیمای استان اصفهان تبدیل به صدای مردم برای پاسخ خواهی از مسئولان شده بودند و تسلط و اشراف بر مسائل و مشکلات شهر و استان اصفهان در جریان برنامه های تلوزیونی ، باعث محبوبیت ایشان شد تا به عنوان نماینده چهارم اصفهان مستقیماً راهی بهارستان شوند .

۸- آقایان فولادگر و طلایی که با قرار گرفتن در رده های پنجم و ششم به مرحله دوم راه یافتند هر دو هم در لیست جبهه متحد حضور داشتند هم در لیست جبهه ایستادگی . آقای طلایی به عنوان فرمانده سابق نیروی انتظامی تهران بزرگ و عضو شورای شهر تهران شاید اگر در همان تهران نامزد می شد شانس موفقیت بیشتری داشت اما بخاطر اصلیت اصفهانی از این شهر خود را نامزد کرد تا در نهایت در رقابت تنگاتنگ با آقای فولادگر از رفتن به مجلس باز بماند . از نظر خودم که بگویم از بین این دو آقای فولادگر را انتخاب کردم اولاً بخاطر این بود که آقای فولادگر در بین نمایندگان اصفهان در مجلس هشتم چهره فعال تر و در عین حال واقع بین تری هستند (یعنی وعده بیخودی به کسی نمی دهند) و دوماً جبهه متحد به آقای فولادگر بیشتر تمایل داشت تا آقای طلایی و یک جورهایی به نظر می رسید در مرحله اول هم به اجبار نام سردار در لیست جبهه متحد قرار گرفته است . بعضی هم می گفتند آقای طلایی از طیف نزدیک به قالیباف است و بنده هم کسی نیستم که به این طیف رای بدهم!

۹- آقای مجید نادرالاصلی که در نتیجه شمارش آرا هفتم شدند هم در لیست جبهه پایداری بودند هم در لیست جبهه متحد . حالا چرا بنده به ایشان رای ندادم؟ چون ستاد تبلیغاتی ایشان حجم زیادی برگه تبلیغاتی چاپ کردند که یک طرف آن عکس آقای نادرالاصلی و طرف دیگر عکس رهبر انقلاب بود و این برگه ها بدون توجه به حرمت عکس آقا ، به شکل اصراف گونه ایی در پیاده رو ها توزیع شده و زیر پای عابران افتاده بودند که منظره بسیار ناراحت کننده ای بود . خب ایشان که ادعای ولایی بودن دارند آیا با این حرکت ضد ارزشی ستاد خودشان برخورد کرده اند؟!

۱۰- آقای محمد رضا ناصری دولت آبادی که فرزند ارشد آیت الله ناصری می باشند را با توجه به محبوبیت و احترام فراوان پدرشان بین اصفهانی ها ، برخی بخت نخست شهرستان می دانستند اما به نظرم تبلیغات کم باعث شد تا خیلی ها حتی متوجه نامزد شدن ایشان یا نسبتشان با آیت الله ناصری نشوند . البته بنده فقط بخاطر نسبت به ایشان رای ندادم ، پرسوجو هم کردم و ایشان را انتخاب کردم .

۱۱- آقای مسعود نیکدستی و خانم زهرا اخوان نسب که جزو چهره های جوان بین نامزدها بودند در امر تبلیغات هزینه زیادی نمودند و به جرات می توان گفت حجم تبلیغات این دو نامزد مستقل در اصفهان رقیب نداشت و با توجه به شنیده ها می توانم بگویم همین تبلیغات فراوان تبدیل به ضد تبلیغ شد و آرای بسیاری را که در روزهای اول تبلیغات به این دو نامزد متمایل بودند از دستشان خارج کرد . هرچند به نظر می رسد با این حجم تبلیغات این دو نفر به چهره هایی شناخته شده تبدیل شده اند و مثلاً اگر در انتخابات آتی شورای شهر نامزد شوند شانس زیادی برای پیروزی خواهند داشت!

۱۲- ستاد تبلیغاتی آقای محمد کریم شهرزاد (نماینده اصفهان در دوره های سوم ، چهارم و هشتم مجلس شورای اسلامی) هم در شب آخر تبلیغات خیلی افراط کردند و حتی با نقض قوانین تبلیغات جایی نبود که پوسترهایشان را نچسبانند!!! البته از اول هم مشخص بود که اقبال مردم نسبت به آقای شهرزاد کمتر از دوره گذشته خواهد بود چون در در طول دوره هشتم مجلس ایشان اصلاً به چشم نمی آمدند! آقای محمد حسین استکی هم که در دوره هفتم نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی بودند تبلیغاتی نداشتند و بی سر و صدا در رده بیست و هفتم قرار گرفتند!

خب ، ببینیم مجلس نهم چکار خواهد کرد؟! بنده که مثل خیلی های دیگر از عملکرد مجلس هشتم راضی نبودم ، خیلی هایی که از راهیابی دو-سوم نمایندگان مجلس هشتم به مجلس نهم جلوگیری کردیم!

+ نوشته شده در  شنبه 16 اردیبهشت1391ساعت 22:2  توسط امین  | 

 

دکتر مهدی کوچک‌زاده، عضو جبهه پایداری انقلاب اسلامی در وبلاگ شخصی خود نوشته است:

لَّا يحُبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَن ظُلِمَ  وَ كاَنَ اللَّهُ سمَيعًا عَلِيمًا(148النساء)

به دنبال برگزاری مناظره اینجانب با آقای مهندس باهنر در دانشگاه امیر کبیر در روز سه شنبه مورخ 12 اردیبهشت 91 موجی از اخبار دروغ و تحریف شده از سوی خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی تحت ریاست آقای خاموشی ، سایت "الف" متعلق به احمد توکلی ، سایت جهان متعلق به جمعیت رهپویان که زاکانی مسئولیت آن را بر عهده دارد و ده‎ها سایت و خبرگزاری دیگر که ارزش نام بردن ندارند و همگی از سوی همین مجموعه ها که نام بردم و دیگر کانونهای قدرت و ثروت تغذیه و حمایت می شوند ،علیه اینجانب به راه انداخته شد تا به خیال خام خود مرا به عنوان یک خادم و جزء کوچک در مجموعه جبهه پایداری انقلاب اسلامی ، مدافع جریان انحرافی معرفی کنند و در چشم و دل متدینین و عاشقان ولایت فقیه منفور سازند و به خیال خود در آستانه انتخابات، جماعت متدین و شریفی را که اصلا برای اعلان برائت از عمل انحرافی خانه نشینی رئیس جمهور شکل گرفت و مورد تائید علمای بزرگ و با بصیرتی چون آیت الله مصباح و آیت الله خوشوقت و بسیاری روحانیون دلسوز آرمانها و ارزشهای اسلام ناب محمدی می باشد را زیر سوال ببرند.

اینجانب ضمن تکذیب اراجیف منتشره از سوی این دروغپردازان و تحریف گران به شیوه قوم یهود اعلام می دارم که به تمام آنچه گفته ام افتخار می کنم و آنها که این دروغ ها را منتشر نموده اند اگر از خدا نمی ترسند لا اقل به شرف انسانی پای بند باشند و  صوت کامل جلسه مناظره را برای اطلاع عموم منتشر سازند.

و در خاتمه از خدای بزرگ می خواهم به من توفیق پایداری در راه تحقق منویات امامم عنایت بفرماید و به این بدخواهان و بداندیشان هم اعلام می کنم که دیگر  دین من از دین شما و حامیانتان جداست! لکم دینکم و لی دین!!

برای همه کسانی که به نشر این مطلب کمک کنند آرزوی هم نشینی با سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین در سرای دیگر دارم.

مظلوم . مهدی کوچک زاده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 اردیبهشت1391ساعت 10:38  توسط امین  | 

 

آنونس فيلم "قلاده‌هاي طلا"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1390ساعت 18:6  توسط امین  | 

جایگاه دموکراسی در

بحرین ، سوریه و کشورهای درگیر در بحران سوریه

کشورهای بحرین و سوریه درگیر انقلاب و اعتراضات مردمی می باشند . در بین کشورهای زیر تنها کشوری که بصورت آشکار از انقلاب بحرین حمایت می کند ایران است . در مورد سوریه ؛ ایران ، چین و روسیه مخالف تغییر نظام به شکل خشونت آمیز و تک مرحله ای هستند در حالیکه قطر ، عربستان ، ترکیه ، آمریکا ، انگلیس و فرانسه خواهان کناره گیری فوری بشار اسد حتی به زور اسلحه می باشند (و کاملاً هم مشخص که لیدر همه آنها رژیم صهیونیستی می باشد) . کشورهای اردن ، عراق و لبنان سیاست مشخصی درباره اوضاع سوریه ندارند . در اردن با اینکه پادشاه این کشور به طور مخفیانه به مخالفان حکومت سوریه سلاح می دهد آشکارا در حمایت یکجانبه از آنها سخنرانی نمی کند . اما در لبنان و عراق دولت های این دو کشور مخالف تنش و درگیری در سوریه هستند اما گروه های سلفی تندرو در این دو کشور به مخالفان بشار اسد سلاح می رسانند و از سوی احزاب غربگرای این دو کشور هم حمایت می شوند .

حالا خوتان قضاوت کنید :

نوع حکومت :

بحرین : پادشاهی

سوریه : جمهوری عربی

ایران : جمهوری اسلامی

روسیه : فدراسیون

چین : جمهوری خلق

قطر : پادشاهی

عربستان : پادشاهی

ترکیه : جمهوری

آمریکا : جمهوری مشروطه فدرال

انگلیس : پادشاهی مشروطه

فرانسه : جمهوری

اردن : پادشاهی

عراق : جمهوری

لبنان : جمهوری

رئیس حکومت :

بحرین : پادشاه / موروثی

سوریه : رئیس جمهور / انتصابی توسط حزب بعث

ایران : ولی فقیه / انتصابی توسط مجلس خبرگان رهبری منتخب مردم

روسیه : رئیس جمهور / منتخب مردم

چین : رئیس جمهور / انتصابی توسط حزب کمونیست

قطر : پادشاه / موروثی

عربستان : پادشاه / موروثی

ترکیه : رئیس جمهور / انتصابی توسط پارلمان منتخب مردم

آمریکا : رئیس جمهور / انتصابی توسط آرا الکترال ایالت ها منتخب مردم

(در آمریکا هر ایالت براساس موقعیت و جمعیت دارای تعدادی آرا الکترال است که اگر نامزدی ۵۰٪ + ۱ رای کل آن ایالت را تصاحب کرده باشد تمام آرا الکترال آن ایالت را به دست می آورد و آرا نامزدهای رقیب کلاً می سوزد!)

انگلیس : پادشاه یا ملکه / موروثی

فرانسه : رئیس جمهور / منتخب مردم

اردن : پادشاه / موروثی

عراق : رئیس جمهور / انتصابی توسط پارلمان منتخب مردم

لبنان : رئیس جمهور / حتماً مسیحی انتصابی توسط پارلمان منتخب مردم

رئیس دولت :

بحرین : نخست وزیر / انتصابی توسط پادشاه

(نخست وزیر بحرین از سال ۱۹۷۱ تا به حال تغییر نکرده است!)

سوریه : نخست وزیر / انتصابی توسط رئیس جمهور

ایران : رئیس جمهور / منتخب مردم

روسیه : نخست وزیر / انتصابی توسط رئیس جمهور و تایید پارلمان

چین : نخست وزیر / انتصابی توسط رئیس جمهور و تایید حزب کمونیست

قطر : نخست وزیر / انتصابی توسط پادشاه (امیر)

عربستان : پادشاه / موروثی

ترکیه : نخست وزیر / نامزد مورد تایید اکثریت پارلمان

آمریکا : رئیس جمهور / انتصابی توسط آرا الکترال ایالت ها منتخب مردم

انگلیس : نخست وزیر / نامزد مورد تایید اکثریت پارلمان

فرانسه : رئیس جمهور / انتصابی توسط رئیس جمهور و تایید پارلمان

اردن : نخست وزیر / انتصابی توسط پادشاه

عراق : نخست وزیر / نامزد مورد تایید اکثریت پارلمان

لبنان : نخست وزیر / حتماً سنی انتصابی توسط پارلمان منتخب مردم

سیستم پارلمانی :

بحرین : دو مجلس مشورتی ؛ مجلس شورا منتخب پادشاه و مجلس نواب منتخب مردم

سوریه : یک مجلس قانونگذاری منتخب مردم

ایران : دو مجلس نظارتی/مشورتی (مجلس خبرگان رهبری) و قانونگذاری (مجلس شورای اسلامی) منتخب مردم

روسیه : یک مجلس قانونگذاری منتخب مردم

چین : یک مجلس ملی طبقاتی منتخب مردم به این شکل که هر فرد بالای ۱۸ سال وفادار به حکومت کمونیستی چین ، براساس تحصیلات ، شغل و محل سکونت حق انتخاب کردن یا انتخاب شدن در یکی از شاخه های مجلس ملی را دارد .

قطر : یک مجلس مشورتی فرمایشی (قرار است سال ۲۰۱۳ یک مجلس مشورتی جدید با اختیارات بیشتر تاسیس شود!)

عربستان : یک مجلس مشورتی تشکیل شده از اعضای خاندان سلطنتی

ترکیه : یک مجلس قانونگذاری منتخب مردم

آمریکا : دو مجلس قانونگذاری منتخب مردم

انگلیس : دو مجلس قانونگذاری ؛ مجلس عوام منتخب مردم و مجلس اعیان مورثی بین اشراف

فرانسه : دو مجلس قانونگذاری منتخب مردم

اردن : دو مجلس قانونگذاری ؛ مجلس نمایندگان منخب مردم و مجلس سنا منتخب پادشاه

عراق : یک مجلس قانونگذاری منتخب مردم

لبنان : یک مجلس قانونگذاری با تعداد مشخص نماینده برای مذاهب مختلف ، منتخب مردم

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1390ساعت 19:9  توسط امین  | 
گلشیفته فراهانی، بازیگر سریالی صهیونیستی!

قبل از هر چیز، به دلیل پرداختن به این موضوع، از خوانندگان وبلاگ خاطرات جبهه پوزش می طلبم. خود نیز واقفم که شان این وبلاگ برتر از این است که به موضوعات این چنینی بپردازم؛ ولی به دلیل اهمیت قضیه و توطئه ای که در پس آن نهفته است، مجبور به انتشار این مقاله شدم.
به همین لحاظ از درج هرگونه تصویری در رابطه موضوع، خودداری می کنم و جهت استناد و اثبات، فقط لینک برخی اخبار و مطالب را قرار می دهم.

چندی پیش خبر تاسف آور و تامل برانگیزی در سایت های خبری و خبرگزاری ها منتشر شد مبنی بر این که هنرپیشه ایرانی "گلشیفته فراهانی" در برابر دوربین ها، دست به اقدامی غیراخلاقی زده و لباس از تن خویش بدر آورده است.

در برابر این عمل زشت، برخوردهای متفاوتی صورت گرفت. از تکذیب شدید پدر و خانواده او گرفته تا استقبال، تعریف و تمجید هوسناک و کریه خارج نشینان فاسدالاخلاقی همچون "نوری زاده" در شبکه ماهواره ای صدای آمریکا.

متاسفانه در داخل نیز، برخی که عنوان هنرمند را با خود یدک می کشند، به دلیل گرایشات سیاسی خاص خویش و دهن کجی به دین و نظام، دست از اخلاق شسته و با بی شرمی تمام از این حرکت دفاع کردند.
نظر تهمینه میلانی درباره گلشیفته فراهانی

از همان اول این سوال برایم مطرح شد:
حالا که گلشیفته به سادگی تمام ترک خانواده و وطن کرده و تن به هر ذلت و خواری سپرده، دیگر چه نیازی است تا با عملی غیراخلاقی، مجددا توجه همگان را به خود جلب کند؟

طی سال گذشته، شاهد بروز انقلاب هایی در کشورهای عربی از جمله مصر بودیم. به دنبال آن، انتخابات مجلس برگزار شد و اسلام گرایان بالاترین آراء را از مردم کسب کردند و این نشان از اسلامی بودن حرکت های منطقه داشت که بدون شک تاثیر گرفته از انقلاب اسلامی و رهبری حکیمانه امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بوده و هست.

با رشد حرکت های اسلامی در منطقه، اشغال گران صهیونیست که بیش از شصت سال است هنوز نتوانسته اند لقمه چرب و لذت بخشی چون فلسطین را از حلقوم خود پایین بدهند و هر از چندگاه با ناکامی سختی روبه رو می شوند، احساس وحشت کردند.

مصر یکی از کشورهای بسیار مهمی است که رشد اسلام گرایی و حرکت های ضدصهیونیستی، خطرات بسیار زیادی را برای اشغال گران درپی خواهد داشت و از همان اول این انتظار می رفت که صهیونیست ها برای منحرف کردن انقلاب اسلامی مردم مصر، دست به توطئه و دسیسه بزنند.

خدشه دار ساختن چهره انقلابی که با شعار مهم و عظیم "الله اکبر" آغاز شد، یکی از اهداف بزرگ صهیونیست هاست.
این بار غربی های حامی صهیونیسم که همواره در پشت نقاب دفاع از حقوق بشر و آزادی پناه گرفته اند، وارد صحنه شده و برای مقابله با اسلام گرایی، دست به تحرکات بسیاری زدند.

یکی از این حرکات مذبوحانه، عملی بود که چندی پیش دختر جوان مصری در اینترنت انجام داد.

"علیاء ماجده المهدى" 20 ساله که پیش از این تصاویری از حضور خویش در صحنه های انقلاب مصر در میدان التحریر را در صفحه "فیس بوک" خود قرار داده بود، اقدام به انتشار تصاویر خود و همچنین دوست پسرش "کریم عامر" درحالی که عریان شده است نمود. وی علت این کار خود را آزادی اخلاقی و رهایی از قیدوبندهای مذهبی و به خصوص اسلام که با بروز انقلاب در مصر گسترش زیادی پیدا کرده است، عنوان کرد.

علیاء که دانشجوی دانشکده ارتباطات دانشگاه آمریکایی قاهره بوده، به گفته خودش چندی است با خانواده خود قطع رابطه کرده است.

به دنبال آن، دادگاهی در مصر، "عبدالکریم نبیل سلیمان" معروف به "کریم عامر" را به جرم تحریک علیاء و انتشار تصاویر غیراخلاقی خودش با او در اینترنت، مجرم شناخت.

کریم عامر جوان لائیک فارق التحصیل دانشگاه الازهر قاهره، پیش از این در سال 2006 (1385 هـ.ش) به دلیل انتشار مقاله ای توهین آمیز با عنوان "رمضان، ماه نفاق" در دادگاه مصر به 4 سال زندان محکوم شد که با اعتراض و جوسازی سازمان های مدعی حقوق بشر، نجات پیدا کرد.

در راستای حرکت علیاء المهدی علیه اسلام، در سرزمین های اشغالی فلسطین نیز چهل دختر یهودی اقدام به لخت شدن و انتشار تصاویر خود نموده و با او اعلام همبستگی و حمایت کردند.
إسرائیلیات یعربن عن تضامنهن مع علیاء المهدی "المتعریة"

همچنین تعدادی از دختران سرباز ارتش رژیم صهیونیستی، در یکی از دانشکده های نظامی، اقدام به انتشار تصاویر برهنه خود در فیس بوک نمودند.
علیاء المهدى على الطریقة الاسرائیلیة

به دنبال حرکات مشکوک و در پیروی از علیاء، هنرپیشه تونسی "نادیة بوستة" نیز اقدام به انتشار تصاویر غیراخلاقی خود در یکی از مجلات نمود. مهم تر از این، متنی بود که در کنار تصاویر این زن منتشر شد:
"اگرچه جرقه های انقلاب و بهارعربی از تونس شروع و سپس به مصر منتقل شد، حالا می توان گفت که مصر در واکنش به شیوع انقلاب، رقص همراه با برهنگی تدریجی زنان را به تونس انتقال داده است."
فنانة تونسیة تسیر على خطى علیاء وتظهر شبه عاریة على غلاف مجلة

این وسط، برای تکمیل نقشه شوم جهت ضربه زدن به اسلام و برهم زدن اوضاع و احوال کنونی جهان اسلام که کاملا به ضرر صهیونیست هاست، احساس می شد جای ایران خالی است.

جالب آن جا بود که برای اعلام همبستگی با علیاء، تعدادی پسر ایرانی وابسته به فتنه سبز، اقدام به انتشار تصاویر خود با حجاب زنانه در اینترنت کردند.
سایت اینترنتی "طنط زیزی"

گلشیفته فراهانی که درحال حاضر در فرانسه زندگی می کند، بهترین گزینه شناخته شد. این هنرپیشه ایرانی که ترک پدر ومادر و وطن خویش کرده و به گفته خودش نیز مدتی است از همسرش جدا شده، چندی است از کشور رفته و در خارج زیست می کند.

او نیز در اقدامی زشت، جلوی دوربین عریان شد و بلافاصله تصاویر او در فیس بوک وسایت های خبری منتشر شد که سایت های عربی نیز حرکت او را در راستای حرکت علیاء المهدی توصیف کردند.
جلشیفته فراهانى الایرانیة تتعرى على طریقة علیاء المهدى

بدون شک بعد از هر کدام از این اعمال غیراخلاقی، اخباری از تهدید به قتل عاملین آن، از سوی اسلام گرایان و مذهبی ها در سایت ها و خبرگزاری ها به خصوص در جهان عرب، منتشر می شد و می شود که تماما حکایت از توطئه ای کاملا برنامه ریزی شده دارد.

متاسفانه اخیرا اخبار و تصاویر ترحم برانگیزی از جنازه ای در سایت های خبری عربی منتشر شد که حکایت از قتل علیاء المهدی به وحشی ترین شکل ممکن و بریده شدن سرش داشت!
مقتل علیاء المهدی خبر یتداوله الناشطون على شبکات التواصل الاجتماعی

به دنبال آن، برخی سایت های خبری داخلی نیز اقدام به درج خبر و انتشار تصاویر جنازه مذکور نمودند.
مرگ مشکوک دختر هرزه مصری

مرگ مشکوک دختر هرزه مصری

آن گونه که معلوم شده، برای اولین بار سایتی عرب زبان به نام "نهر الحب" این خبر و تصاویر را انتشار داده که متاسفانه سایت های ایرانی، بدون تحقیق و تفحص پیرامون آن، اقدام به انتشار کرده اند.

ظاهرا با نشر این خبر، پازل توطئه تکمیل شد؛ چرا که خبر، این گونه القاء می کرد که دختر مصری قربانی تعصب اسلام گرایان شده است.

متاسفانه سایت های خبری ایرانی، پی گیر ماجرا نشده و خبر حقیقت کشته شدن علیاء المهدی را ندیدند.
سایت اینترنتی "طنط زیزی" با انتشار تصاویر جنازه منتسب به علیاء، اعلام کرد جسدی که برخی مدعی هستند متعلق به علیاء المهدی است، کسی نیست جز دختری برزیلی که سال 2008 (1387 هـ.ش) در شهر "سن پاولو" در تصادف با اتومبیل کشته شده است و اصلا بحث بریده شدن سر وی در میان نیست، بلکه به دلیل ضربه به سرش خون ریزی کرده است.
حقیقة مقتل علیاء المهدی

حال این سوال پیش می آید که:
چرا ما، ناآگاهانه فریب توطئه های صهیونیسم را که برای بدنام کردن اسلام برنامه ریزی شده، می خوریم و در آن نقش ایفا می کنیم؟

با اوضاع و احوال تحولات اخیر کشورهای عربی، باید بیشتر مراقب حرکات فتنه انگیز صهیونیست ها بود؛ چرا که هرگونه روشنگری و بیداری اسلامی در منطقه، رژیم اشغالگر قدس را چندگام به نابودی و زوال نزدیک تر خواهد کرد.
و بنابر گفته امام راحل خمینی کبیر (ره)، "به زودی اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد."
و این مهم میسّر نیست مگر با پیروی عالمانه و صادقانه از ولایت فقیه، درایت، دوراندیشی و پیش بینی حرکات و توطئه های دشمنان دیرینه اسلام یعنی صهیونیست ها.

نقل از وبلاگ خاطرات جبهه آقای حمید داودآبادی

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1390ساعت 18:38  توسط امین  | 
 
آقای قالیباف! چرا وانت‌های شهرداری از بیت‌المال برای کمیته 7+8 تبلیغ می‌کنند؟

بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف در نامه‌ای به محمدباقر قالیباف، خواستار پاسخگویی شهرداری تهران به استفاده تبلیغاتی برای کمیته 7+8 از اموال بیت‌المال این نهاد عمومی شدند.

به گزارش رجانیوز، متن کامل این نامه به شرح زیر است:

"این نماینده به درد مردم نمی‌خورد... کسی که بیاید از پول بیت‌المال مصرف کند، برای اینکه به وکالت مجلس برسد؛ این دو برابر اشکال دارد، اینها را باید مردم مراقب باشند." «مقام معظم رهبری  19/10/90 »
 
شهردار محترم تهران بزرگ؛ جناب آقای دکتر محمدباقر قالیباف
 
در طلیعه‌ی سی و چهارمین سال از انقلاب اسلامی ایران که شاهد تبدیل شدن نهال انقلاب اسلامی‌مان به درختی تنومند هستیم و ثمره‌ی این شجره طیبه امروز در کشورهای منطقه و جهان به بار نشسته است، بسیج دانشجویی که به ید با برکت حضرت امام خمینی (ره) برای پیگیری مطالبات حقه ی دانشجویان بسیجی بنا نهاده شده است،محضر جناب‌عالی چند نکته را ذکر می کند:

در هفته های اخیر شاهد وقوع دو مورد در شهر تهران بودیم که خدمتتان عرض می‌نماییم:

1- کمتر کسی وجود دارد این روزها از معابر سطح شهر تهران عبور کند و نماد و عبارت و جملات در باب کلید واژه "وحدت" را مشاهده نکند، در ابتدا سعی کردیم این مدل از تبلیغات را به حساب ایام‌ا... دهه‌ی فجر و هفته ی وحدت بگذاریم بگذاریم. بازهم سوال اینجاست چرا در سال‌های قبل این گونه وسیع ذهن‌ها با این واژه‌ها پر نمی‌شد. بی شک همگان می‌دانند بعضی از کلید واژه‌ها چون اتحاد، ساکتین فتنه، اعتدال، عدالت و ... در حال و هوای انتخابات آن نقش و عملکرد همیشگی خود را ندارد و بیشتر نمادی هستند برای شناسایی احزاب و گفتمان‌های آنها. نکته اینجاست اگر دوستانمان در شهرداری آنقدر از فضای سیاسی کشور دور هستند که سهواً اینچنین خطایی را مرتکب شده‌اند ما دانشجویان حاضریم در مقاطع زمانی انتخابات‌های بعدی همچون انتخاب ریاست جمهوری یازدهم به کمک شهرداری تهران بیاییم، تا دچار این چنین اشتباهاتی نشود.

2- مورد دومی که به عرضتان می‌رسانیم که باعث شد بحث سهوی بودن این خطا به کل به کنار گذاشته شود و می توان گفت علت اصلی مجاب شدن ما به نگارش این نامه به جناب عالی نیز همین است، این بود که با کمال تأسف و به گواهی اسناد تصویری که به دست ما رسیده است، در روز بیست و دوم بهمن ماه،‌ وانت‌هایی با آرم شهرداری و به همراه مأمورین شهرداری اقدام به پخش تابلوهایی با موضوع بیست و دوم بهمن و به انضمام نماد جبهه‌ی از جبهه های شرکت کننده در انتخابات مجلس نهم کرده‌اند. که این مصداق بارز دست اندازی به بیت‌المال و استفاده از آن برای منابع پوچ حزبی و سیاسی است، جریان دانشجویی در مقابل چنین اقداماتی سکوت نخواهد کرد.

بسیج دانشجویی  منتظر دریافت توضیحات  شفاف شهرداری تهران پیرامون موضوعات ذکر شده می ماند. در انتها آرزو می‌کنیم همه‌ی سیاسیون با درس عبرت گرفتن از انتخابات‌های گذشته به این درک برسند که تبلیغات و هزینه های گزاف که چشم ها را تسخیر می کند، جایی در دل های  مردم ایران ندارد.
 
والسلام علی من التبع الهدی
بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 بهمن1390ساعت 12:43  توسط امین  | 

 

اسرائیل بر طبل جنگ می کوبد

یا

بر میخ تابوت خودش؟!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 بهمن1390ساعت 20:6  توسط امین  | 

راهکارهای افزایش نشاط و رضایت بین جوانان

با سلام . دوستان عزیز ، بدون شک یکی از راه های پیشرفت و توسعه جامعه و کشورمان افزایش نشاط و رضایتمندی در بین نسل جوان است . بنده خودم ۲۸ ساله هستم و هنوز آنقدر پیر نشده ام که ندانم مطالبات واقعی جوانان امروز جامعه چیست . اما چیزی که نباید فراموش کرد این است که نیازهایی مثل تحصیل ، اشتغال و ازدواج کلیاتی هستند هزینه بر که خود جوانان هم باید برای رسیدن به آنها تلاش داشته باشند . اما اگر جوانان روحیه و انگیزه لازم را نداشته باشند نتیجتاً تحصیل ، اشتغال و ازدواج آنها هم بازدهی مناسب برای پیشرفت و توسعه جامعه را نخواهد داشت و جامعه دچار رکورد و پس رفت خواهد شد .

حالا بنده می خواهم این موضوع را با شما به بحث بگذارم :

به نظر شما چه راهکارهایی می توان پیشنهاد کرد که با هزینه اندک و در کوتاه یا میان مدت سطح نشاط و رضایت جوانان در جامعه را افزایش داد؟!

بنده خودم چند پیشنهاد دارم که در زیر می آورم و توصیه ام این است هرگونه نقطه ضعفی در این پیشنهادها می بینید در قسمت نظرات بازگو کنید ، همچنین منتظر پیشنهادات سودمند شما هم خواهم بود و نظرات و پیشنهادات و انتقادات شما (که با لحنی مناسب و بدون توهین باشد) را در همین مطلب درج خواهم نمود .

پیشنهادات بنده :

۱- واگذاری اعمال فیلترینگ به پلیس فتا بجای مخابرات (به این صورت که اعمال فیلترینگ براساس یک آئین نامه مشخص اعلام شده توسط پلیس فتا انجام گیرد و دیگر مثل فیلترینگ مخابرات سلیقه ای نباشد)

۲- افزایش اختیارات و امکانات بنیاد ملی بازی های رایانه ای و تبدیل آن به سازمان با توجه به جایگاه ویژه این حوزه در تفریحات نسل جوان امروز

۳- ترویج هرچه بیشتر فرهنگ مطالعه بویژه با تمرکز روی مطالعات علمی و سودمند با حمایت از کتاب های منتخب اهل فن و افزایش تسهیلات خرید کتاب های تخصصی فنی-مهندسی توسط دانشجویان

۴- افزایش دستگاه های ورزشی رایگان در همه پارک ها و فضاهای سبز عمومی و نه فقط در برخی محلات خاص

۵- تشکیل شوراهای جوانان در مساجد محلات همانند شورای دانش آموزی مدارس ، به منظور افزایش مسئولیت پذیری جوانان و حضور بیشتر آنها در مدیریت امور محلات و مساجد

۶- شبکه های ماهواره ای سالم که تاکنون از آنها بداخلاقی فرهنگی مشاهده نشده باشد و مجوز های قانونی را در داخل کشور دریافت کرده و التزام به قوانین جمهوری اسلامی را پذیرفته باشند اجازه یابند بروی سیگنال گیرنده های دیجیتالی مجاز setup box برنامه پخش کنند تا رقابتی سالم با شبکه های داخلی برای جذب مخاطب داشته و کیفیت برنامه هایشان ارتقا یابد و مردم هم هرچه بیشتر تشویق شوند این گیرنده ها را جایگزین ماهواره نمایند .

و ...

... (جای خالی برای نظرات شما)

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1390ساعت 12:55  توسط امین  | 

اسلام در روسیه

براساس برآوردها و آمارهای مختلف از جمعیت حدود ۱۵۰ ملیون نفری فدراسیون روسیه ، ۱۵ تا ۲۵ ملیون نفر مسلمان باشند .

اسلام از همان قرن اول هجری بتدریج وارد منطقه قفقاز شد و تا پایان قرن دوم هجری بیشتر مردم جنوب و شرق قفقاز مسلمان شده و تابع خلفای اموی و عباسی بودند . این گسترش باعث همسایه شدن مسلمانان و خزرها شد و جنگ های طولانی و خونینی بین طرفین در نواحی حدفاصل دریای خزر و دریای سیاه رخ داد که باعث نفوذ تدریجی اسلام بین خزرهای یهودی شد . از آن طرف اسلاوها و بلغارها از سمت شمال با خزرها درگیر بودند و حملات آنها بتدریج قبیله خزر را از صفحه تاریخ محو نمود اما باعث آشنایی آنها و بویژه بلغارها با اسلام گردید و کم کم روابط بازرگانی و تجاری با مسلمانان جنوب برقرار نمودند تا آنجا که در اواسط قرن دهم میلادی بلغارهای ولگا رسماً مسلمان شدند .

با ورود وایکینگ ها از سمت شمال و پیشروی آنها به سمت دریای سیاه بتدریج ملت روس شکل گرفت (گفته می شود نام روس از فرمانده وایکینگ ها که روریک نام داشته گرفته شده است) . ملت جدید که پایتخت آن شهر کیف بود در اصل اتحادی از قبایل مختلف اسلاو به رهبری تازه واردان بود که بتدریج در هم ادغام شده و نژاد روس را تشکیل دادند . روسها برای افزایش اتحاد ملت خود به دنبال تعیین مذهبی رسمی می گشتند و ادیان مختلف از جمله اسلام را مورد بررسی قرار دادند اما در نهایت و با هدف اتحاد با امپراتوری بیزانس مذهب ارتدوکس مسیحی را انتخاب کردند ، گفته شده علاقه امیر کیف به گوشت خوک و شراب که خوردن آن در اسلام حرام بود باعث رد این دین از سوی وی شد در حالیکه چهار نفر از اشراف زادگان که برای مطالعه اسلام به خوارزم رفته بودند همگی مسلمان شدند .

در نیمه دوم قرن سیزدهم میلادی بلای مغول ها نه فقط بر سر ایران بلکه بر سر بسیاری از کشورهای دیگر از جمله بلغارهای ولگا و روسها نازل شد ، مردم بسیاری چه مسلمان و چه مسیحی قتل عام شدند و اگر خبر مرگ خان مغول در مجارستان به سپاه شکست ناپذیرش نمی رسید شاید اروپای غربی هم از این تاخ و تاز در امان نمی ماند .

مغول ها تقریباً به طور کامل بلغارهای ولگا را از بین بردند اما همراه سپاه آنها قبایلی بودند که به علت همجواری با نواحی مسلمان نشین آسیای مرکزی و ولگا خودشان مسلمان بودند و حالا در نواحی اشغال شده ساکن می شدند : تاتارها ، چواش ها و باشقیرها در نواحی سابقاً بلغارنشین اطراف رودخانه ولگا ، و چرکس ها ، چچنی ها ، بالکارها و ... در قفقاز .

با تضعیف حاکمیت اردوی زرین مغول در روسیه ، تاتارها حکومت نیرومندی به مرکزیت شهر قازان تشکیل دادند تا آنجا که این شهر تبدیل به یک شهر مثال زدنی در سرتاسر اروپای شرقی شد . اما کمی بعد روسها هم دوباره قدرتمند شدند و این بار به فرماندهی امرای مسکو که بعداً خودشان را تزار نامیدند شروع به حمله به نواحی اطراف نمودند . با وجود مقاومت تاتارها ، در اواسط قرن شانزدهم کشور آنها سقوط کرد و بسیاری از کاخ ها و مساجد باشکوه قازان توسط روسها به آتش کشیده شد .

رفتار روسها با مسلمانان نواحی اشغال شده همواره مردم را وادار به شورش می کرد و تزارها هم قوانین سختگیرانه تری علیه آنها وضع می کردند تا اینکه در نیمه دوم قرن هجدهم ملکه کاترین دوم معروف به کاترین کبیر بسیاری از قوانین سختگیرانه علیه مسلمانان را ملغی و به آنها آزادی برای اجرای مراسم مذهبی و ساخت مساجد و مدارس دینی اعطا نمود . به این ترتیب مسلمانان نواحی مرکزی روسیه توانستند زندگی مسالمت آمیزی را در کنار روسها آغاز کنند .

اما در همین زمان پیشروی روسها به سمت جنوب شدت گرفت و آنها به نواحی مسلمان نشین توابع حکومت های ایران و عثمانی تجاوز نمودند . این حملات در اوایل قرن نوزدهم به اوج رسید و منجر به خارج شدن نیروهای ایران و عثمانی از قفقاز و جنوب اوکراین شد و کمی بعد آسیای مرکزی هم به اشغال روسها درآمد .

با اینکه ازبک ها ، قزاق ها و ترکمن ها در آسیای میانه روابط نزدیکی با روسها برقرار نموده و به آنها در کنترل مرزهای ایران و افغانستان کمک می کردند اما در قفقاز جنگ های سختی بین طوایف مختلف مسلمان با روسها رخ می داد که شاید اگر اختلافات کهن قبیله ای مانع اتحاد آنها نمی شود روسها هرگز موفق به فتح کامل قفقاز نمی شدند اما مقاومت جداگانه داغستانی ها ، چچن ها ، چرکس ها و ... بتدریج باعث سقوط تک به تکشان شد . اغلب این قبایل بعد از شکست حاکمیت روسها را پذیرفتند اما بیشتر مردم چرکس به ترکیه عثمانی کوچ کردند تا زیر سلطه روسها نباشند .

در هر حال اوضاع مسلمانان روسیه در نیمه دوم قرن نوزدهم در مجموع بهبود یافت و در اوایل قرن بیستم به نظر می رسید ادامه روند گسترش اسلام در نواحی مختلف روسیه کم کم اکثریت مسیحی این امپراتوری را تقلیل خواهد برد اما انقلاب سال ۱۹۱۷ به همه این پیشبینی ها پایان داد . با اینکه بلشویک ها در نخستن سال های پیروزی انقلابشان به مسلمانان وعده های فراوانی داده بودند بتدریج آزادی های مذهبی آنها را از بین بردند و در سال ۱۹۲۸ ممنوعیت کلیه فعالیت های مذهبی چه مسلمان و چه مسیحی را قانونی کردند .

اسلام تا اواخر دهه هشتاد تبدیل به مذهبی زیرزمینی در نواحی مختلف شوروی شد و تقریباً تمامی مساجد در سرتاسر این کشور تعطیل شدند . اما بدتر از آن سیاست های نابودی نژادی روسها بود که بویژه پس از پایان جنگ جهانی دوم و در زمان جنگ سرد مردم بومی نواحی مختلف بویژه سیبری و روسیه مرکزی را با روش های مختلف مستقیم و غیرمستقیم نابود کرده و مردم خودشان را جایگزین آنها می نمودند .

بالاخره با فروپاشی شوروی به این کابوس ها پایان داده شد و بسیاری از مسلمانان در قالب جمهوری های تازه استقلال یافته از زیر سلطه حاکمیت مسکو خارج شدند . با این وجود و همانطور که گفتم هنوز بین ۱۵ تا ۲۵ ملیون نفر مسلمان در سرزمین های فدراسیون روسیه زندگی می کنند که عمدتاً در قفقاز و نواحی مرکزی روسیه ساکن می باشند . البته در بیشتر شهرهای بزرگ غرب روسیه از جمله مسکو و سنت پترزبورگ می توان جمعیت قابل توجهی از مسلمانان مهاجر یا روس های مسلمان شده را مشاهده کرد به طوری که ادعا می شود تنها در شهر ۱۲ ملیون نفری مسکو ۱.۵ ملیون نفر مسلمان زندگی می کنند و همین تعداد هم در شهرها و شهرک های اقماری اطراف مسکو سکونت دارند!

امروزه اسلام به عنوان دومین مذهب رسمی کشور روسیه مورد پذیرش است و بویژه مسلمانان نواحی مرکزی روسیه از جمله مسلمانان تاتارستان و باشقیرستان از آزادی و اختیارات فراوانی برخوردار هستند هرچند حکومت مسکو بعد از فروپاشی شوروی هرگونه تلاش تجزیه طلبانه جدید از سوی مسلمانان را با خشونت سرکوب کرده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 دی1390ساعت 12:10  توسط امین  | 

کدام شاخص های دموکراسی؟!!!!

در جدیدترین رتبه بندی کشورهای جهان براساس شاخص های دموکراسی توسط نشریه اکونومیست ایران در بین ۱۶۷ کشور فهرست شده در رده ۱۵۹ قرار دارد!!!!

یعنی از نظر کارشناسان اکونومیست شاخص های دموکراسی غربی در ایران فقط از چند کشور آفریقای مرکزی ، عربستان سعودی ، گینه استوایی ، میانمار ، ازبکستان ، ترکمنستان ، چاد و کره شمالی بالاتر است!!!

دلم می خواهد چند سئوال درباره برخی از کشورهایی که بالاتر از ایران قرار گرفته اند بپرسم :

۱- کشور سوریه با رده ۱۵۸ : در حالیکه غرب مدعی است در سوریه مردم مخالف بشار اسد هستند و بر علیه حکومت وی قیام کرده اند و تاکنون چند هزار نفر در درگیری های این کشور کشته شده اند چطور ممکن است شاخص های دموکراسی این کشور از ایران بیشتر باشد؟! (پاسخ پیش فرض : شاید به این دلیل که خاندان اسد چون علوی هستند برای اینکه بتوانند بر سوریه اکثریت سنی حکومت کنند نوع حکومتی لائیک را در پیش گرفته اند تا کسی نتواند مدعی تبعیض مذهبی در ساختار اداری حکومت شود!!!)

۲- جمهوری دموکراتیک کنگو با رده ۱۵۵ : چرا کشوری که نیمی از آن در دست گروه های شورشی ضد حکومتی است و نیمه دیگر توسط یک آقازاده دیکتاتور اداره می شود باید بالاتر از ایران باشد؟! (پاسخ پیش فرض : چون جوزف کابیلا یک انتخابات نمایشی برگزار کرد و شرکت های غربی بهره برداری کننده از منابع طبیعی کنگو هم آن را قبول کردند بدون توجه به اینکه مردم نیمی از کشور اصلاً در انتخابات نتوانستند شرکت کنند و بقیه هم همان شعار همیشگی تقلب را سر دادند اما این شعار فقط در بعضی از مواقع برای اروپایی ها قابل شنیدن است!!!)

۳- اریتره با رده ۱۵۴ : چرا کشوری که از زمان استقلال در سال ۱۹۹۴ توسط یک نفر اداره شده و از نظر شاخص های سانسور بعد از کره شمالی دارای بالاترین نمره منفی است بالاتر از ایران قرار گرفته؟ (راستش را بخواهید اصلاً نمی دانم ایسیاس افه ورکی که دست پرورده چینی ها هم است چطور توانسته چنین رتبه ای کسب کند؟!)

۴- یمن با رده ۱۵۰ : چرا کشوری که ۱۱ ماه است شاهد انقلاب مردمی سراسری می باشد و این همه آدم در جریان آن کشته شده اند باید چنین رتبه ای داشته باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : شاید فقط به این خاطر که دیکتاتور طرحی را امضا کرده که توسط شیخ نشین های از خودش دیکتاتورتر پیشنهاد شده است؟!!!)

۵- زیمباوه با رده ۱۴۷ : چرا کشوری که رهبر آن (رابرت موگابه) از نظر کشورهای غربی یکی از بدترین و بی عرضه ترین دیکتاتورهای تاریخ است و تقریباً هیچ کشور اروپایی با آن رابطه مستقیم سیاسی ندارد باید بالاتر از ایران قرار بگیرد؟!!! (پاسخ پیش فرض : شاید به این دلیل که آتش موگابه فقط به دامن سفیدپوستان و جیره خوارانشان در زیمباوه {همان رودزیای سابق} افتاده و تلاش های احزاب مخالف نتوانسته از محبوبیت موگابه بین سیاهپوستان این کشور کم کند که البته فکر نمی کنم از نظر کارنشناسان اکونومیست پاسخ درستی باشد!!!)

۶- کشور بحرین با رده ۱۴۴ : در جزیره کوچک بحرین هم ۱۱ ماه است انقلاب شده و اکثریت مردم علیه اقلیت حاکم شعار می دهند تا جایی که آل خلیفه مجبور شده از عربستان و پاکستان و اردن و ... آدم اجیر کند پس چرا این کشور باید بالاتر از ایران باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : شاید به این خاطر که مزدوران آل خلیفه کمتر مردم را مستقیماً به رگبار می بندند و با روش های غرب دوستانه تری مثل شکنجه ، گازهای اعصاب و اشک آور ، پرتاب میله های آهنی ، زیرگرفتن توسط خودرو و ... آنها را زجرکش می کنند!!!)

۷- کشور ساحل عاج با رده ۱۴۲ : چرا کشوری که رئیس جمهور قبلی آن متهم به تقلب می شود و رئیس جمهور جدید با زور اسلحه به قدرت می رسد باید بالاتر از ایران باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون این غربی ها بودند که گفتند گباگبو تقلب کرده و السن واتارا با کمک کماندوهای فرانسوی موفق به شکست دادن و دستگیری رقیب شد!!!)

۸- جمهوری خلق چین با رده ۱۴۱ : چرا کشوری که دارای بزرگترین نظام تک حزبی سوسیالیستی جهان است و به ادعای خود غربی ها اقلیت هایی مثل تبتی ها ، مغول ها و ایغورها در آن مورد تبعیض واقع می شوند باید بالاتر از ایران باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون الان غربی ها برای عبور از بحران اقتصادی به پول چین نیاز دارند!!!)

۹- روسیه سفید با رده ۱۳۹ : چرا کشوری که رهبر آن در غرب به آخرین دیکتاتور اروپا معروف است باید بالاتر از ایران باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون تلاش رسانه های غربی برای تحریک مردم بلاروس جهت راه انداختن یک انقلاب مخملی دیگر بعد از انتخابات این کشور به کلی شکست خورد و فقط چند جوان توسط پلیس ها دستگیر شدند!!!)

۱۰- قطر با رده ۱۳۸ : چرا این شیخ نشین کوچک جنوب خلیج فارس که اخیراً رویای حکومت بر عربستان هم به سرشان زده باید بالاتر از ایران باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون فعلاً رسانه های این کشور بهترین خدمتگزاران غرب در خاورمیانه هستند و مردمشان هم آنقدر بخاطر میزبانی جام جهانی ذوق دارند که دنبال انقلاب و اصلاحات نباشند!!! کافی است قطر را بخاطر پرداخت رشوه از حق میزبانی جام جهانی محروم کنند تا مردمش به خیابان بریزند!!!)

۱۱- کوبا با رده ۱۲۶ : چرا ... ؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون خود غربی ها هم قبول دارند حکومت کوبا بدون حمایت مردم نمی توانست نیم قرن در برابر فشارهای غرب دوام بیاورد!!!)

۱۲- اردن با رده ۱۱۸ و مراکش با رده ۱۱۹ : چرا دو حکومت سلطنتی عربی که دولت و مجلسشان کاملاً و علناً فرمایشی هستند باید این همه بالاتر از ایران باشند؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون پادشاهانشان آنقدر حالیشان بود که قبل از اینکه آتش انقلاب ها دامنشان را بگیرد قول اصلاحات بدهند! البته از قول تا عمل راه درازی است!!!)

۱۳- مصر با رده ۱۱۵ : حکومت حسنی مبارک بر اثر انقلاب مردم مصر سقوط کرد اما چرا باید مصر چنین رتبه ای داشته باشد درحالیکه انقلاب مردم همچنان ادامه دارد و شورای نظامی حاکم در حال کشتن زمان و مردم به نفع غرب و اسرائیل است؟!!! (پاسخ پیش فرض : پاسخ در سئوال وجود دارد!!!)

۱۴- مقدونیه با رده ۷۳ : چرا کشوری که در آن حقوق ۳۵٪ آلبانیایی تبار مسلمان رعایت نمی شود باید چنین رتبه داشته باشد؟!!! (پاسخ پیش فرض : چون براساس دموکراسی غربی فقط بعضی وقتها حق با اکثریت است و اکثریت ۶۵٪ صرب مقدونیه خیلی بیشتر از آن ۳۵٪ هستند!!!)

و ...

فقط برای اینکه مطلب طولانی تر نشود به چند نمونه بامزه دیگر در این رده بندی فقط اشاره می کنم!!!

ده کشور نخست رده بندی عبارتند از : نروژ - ایسلند - دانمارک - سوئد - زلاندنو - استرالیا - سوئیس - کانادا - فنلاند - هلند . از این ده کشور ۷ کشور نظام پادشاهی مشروطه دارند!!! و در همه آنها زیر فرهنگ های ژرمانیک حاکم است! جالب اینکه در امتیاز بندی اکونومیست هیچ کشوری موفق نشده امتیاز کامل ۱۰ را کسب کند و نروژ با امتیاز ۹.۸ صدرنشین است!

انگلستان و آمریکا در این رده بندی بترتیب هجدهم و نوزدهم هستند!

فرانسه بیست و نهم است!

ایتالیا و یونان که دولت هایشان بر اثر بحران اقتصادی و اعتراضات مردمی سقوط کرد سی و یکم و سی و دوم هستند!

اسرائیل سی و ششم است!!!

اکراین که نخست وزیر سابقش بخاطر فساد مالی محاکمه و محکوم شد ۷۹ ام است!

آلبانی که معروف است فاسد ترین نظام اداری اروپا را داراست ۸۷ ام است!

ترکیه ۸۸ ام است!

تونس ۹۲ ام است!

فلسطین ۹۹ ام است!

ارمنستان ۱۱۱ ام است!!!

عراق ۱۱۲ ام است!

روسیه ۱۱۷ ام است!!!

لیبی ۱۲۵ ام است!!

رتبه های کشورهای چپ گرای آمریکای لاتین که مخالف آمریکا هستند هم در نوع خودش جالب است : برزیل ۴۵ ام - آرژانتین ۵۱ ام - پرو ۵۶ ام - بولیوی ۸۴ ام - اکوادور ۸۹ ام - نیکاراگوآ ۹۱ ام - ونزوئلا ۹۷ ام !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 11 دی1390ساعت 20:31  توسط امین  |